موتور هارلی دیویدسون اسپورت گلاید 2019 یکی از جدیدترین و بروزترین موتورهای این شرکت برای استفاده درونشهری و برونشهری است. برای اطلاع از نتیجه آزمایش رانندگی این موتور با روکیدا همراه شوید.
arashk68
تغییر مسیر رانندگی در لحظه آخر آزاردهنده است اما حق با آن ها است!
پیدایش حیات: برخورد آب به آهن در اعماق زمین 2.5 میلیارد سال پیش؟
بر اساس تحقیقات اخیر، منبع آهن پُر از اکسیژن که بین هسته و گوشته زمین قرار دارد ممکن است نقش اساسی در پیدایش حیات و تاریخ زمین داشته، که شامل پیدایش قارههای بزرگ، ایجاد تغییرات اساسی در آب و هوا، و بهوجود آمدن زندگی روی زمین شده است.
گروه تحقیقات شامل دانشمندانی از مرکز علوم فشارِ زیاد دانشگاه استنفورد و مرکز تحقیقات تکنولوژی پیشرفته از چین، و دانشگاه شیکاگو در مورد واکنش شیمیایی بین آب و آهن در دما و فشار فوقالعاده زیادِ مرز بین هسته و گوشته زمین تحقیق کردند.
هنگامی که جابهجایی صفحات زمین، آب دارای مواد معدنی را به اندازه کافی به اعماق زمین برده تا به هسته آهنی زمین برسد، شرایط بهوجود آمده باعث میشود آهن اتمهای اکسیژن موجود در مولوکولهای آب را جذب کرده و اتمهای هیدروژن را آزاد میکند. هیدروژن به سمت پوسته زمین حرکت کرده، اما اکسیژن در کریستالهای اُکسید آهن به دام افتاده، که تنها تحت چنین فشار و دمای بالایی اکسیژن میتواند وجود داشته باشد.
با استفاده از محاسبات نظری و نمونههای آزمایشگاهی برای بازسازی محیطِ مرز بین هسته و گوشته زمین، گروه تحقیقات مشخص کردند که اٌکسید آهن را، با استفاده از لیزر حرارتی الماسی روی سِندان فلزی با قرار دادن زیر فشاری بین 950 تا 1 میلیون برابر فشار نرمال هوا و دمایی بالاتر از 1927 درجه سانتیگراد میتوان تولید کرد.
سرپرست تحقیقات، هوکوانگ “دِیو” مايو میگوید “بر اساس اطلاعات ما از ساختار شیمیایی تخته سنگهای کشیده شده به اعماق زمین توسط حرکات لایههای پوسته، ما معتقدیم که 300 میلیون تُن آب به درون زمین کشیده شده تا به آهن درون هسته برسد و مقدار عظیمی از صخرههای اکسید آهنی را هر ساله بهوجود آورد”.
این تخته سنگهای سخت که سرشار از اکسیژن بوده، ممکن است سالهای سال بالای هسته ثابت مانده، و به اندازه یک قاره غولپیکر درآمده. یک حادثه زمینشناختی که باعث گرمایش بیشتر این صخرههای اکسید آهنی شده، میتوانسته باعث انفجاری بزرگ شده، که مقدار زیادی اکسیژن را برای پیدایش حیات به سمت سطح زمین فرستاده است.
محققان فرض میکنند که چنین انفجاری از اکسیژن توانسته مقدار بسیار زیادی از این گاز را به اتمسفر زمین بفرستد، که مقدار آن به اندازهایی بوده که واقعه اکسیژنرسانی بزرگ نامگذاری گردد، که 2.5 میلیارد سال قبل اتفاق افتاده و اتمسفر سرشار از اکسیژن ما را ساخت، شرایطی را که سرآغاز افزایش وابستگی به اکسیژن برای پیدایش حیات و زندگی، آنگونه که ما میشناسیم پدید آورد.
مایو میگوید “این واکنشِ تازه کشف شده دمای بالا و پرفشارِ شکاف آب، بر فضای عمیق داخلی زمین تا اتمسفر تاثیر شیمیایی میگذارد و خیلی از فرضیات گذشته هماکنون نیاز به آزمایش مجدد دارند”.
6 راه جهت ارائه محتوای فوق العاده جذاب و رویایی به مشتریان
هیچ کار جدیدی نبوده که شرکتهای ایدهپرداز در زمینه بازاریابی محصولات طی سالها نکرده باشند. برای مثال، چندین دهه پیش فروشندگان کاتالوگ، متوجه شدند وجود داستان محصول اطراف تصویرش موجب افزایش فروش میشود. اما این روزها، هسته فعالیتها به سمت بازاریابی آنلاین رفته، از اینرو بازاریابها به حجم زیادی از داده دسترسی دارند.
چِیس یارویس، مدیر اجرایی سایت زندگی خلاق (سایتی برای آموزش آنلاین و آموزش خلاقیت به کاربران) و برنده جایزه عکاسی، کارگردانی و کارآفرین برتر میگوید: “بازاریابی محتوا بسیار موثر است زیرا در قبال خدمتی که به مشتریان میدهد، انتظار دریافت چیزی را ندارد. این همان ایدهایی است که بهترین برندها در مورد آن فکر و عمل میکنند.”
اگرچه این مفهوم ممکن است تصاویری از اطلاعات محصول به صورت زرقوبرقدار و “محتوای حمایتشده” مانند تیتر یک روزنامه را تداعی کند، اما بهترین بازاریابی محتوا فاصله زیادی با آن دارد که بسیار کمککننده و دارای اطلاعات ارزشمند است، که به یک کانال بازاریابی کلیدی برای همه شرکتها در صنایع مختلف، از مُد تا سلامت و تکنولوژیهای مختلف تبدیل شده است.
یارویس شِش ایده در مورد چگونگی ایجاد بازاریابی محتوا که از میان سروصدای روزافزون صفحات شلوغ رسانهها بگذرد و رابطهای عمیق با خواننده یا شنونده برقرار سازد را بیان میکند:

1- پافشاری بر گفتن داستان واقعی
تنها گذاشتن تصویر، ویدیو یا عبارات گرافیکی برروی وبسایت کافی نیست. “محتوا” فقط زمانی جذاب خواهد بود که داستانی را بیان کند، و آن داستان باید بر مبنای واقعیتی باشد که مخاطبان را با خود همراه سازد. این مفهومی است که از مدتها پیش، قبل از بهوجود آمدن اینترنت بهخوبی درک شده است. یارویس میگوید: عبارت بازاریابی محتوا ممکن است مفهوم جدیدی باشد اما مردم همواره برای فروش محصولات خود از محتوا استفاده کردهاند.
اساساً، بازاریابی محتوا بیان داستانی جالب در مورد محصول یا خدمت ارائه شده است. به سریالهای تلویزیونی که در گذشته بهوجود آمدهاند فکر کنید، آنها برای بازاریابی کالاهای مصرفی بهوجود آمده بودند. اگر 10 سال پیش کاتالوگ شرکت پاتاگونیا (یک برند معتبر تولیدکننده پوشاک در آمریکا) را که به همراه کالا فرستاده شده بود، باز میکردید، نوشتههایی جالب توجه در مورد محصولشان کنار آن میدیدید و آن داستانهایی بود که با مخاطبانشان مرتبط بوده به این دلیل که آنها در آینه نگاه کردهاند و محصولات خود را به بهترین شکل ممکن براساس نحوه زندگی مشتریان خود ارائه دادهاند.
در حالیکه طی گذشت سالها نحوه اطلاعرسانی در مورد محصولات از کاتالوگهای چاپی به ویدیوهای در حال پخش در اینترنت تبدیل شده، نقش اساسی گفتن داستان واقعی همچنان پابرجا است.
2- عمل با توان %110
در جهانی که کیفیت و حجم محتوا بهسرعت در حال افزایش است (بدون هیچ نشانهایی از کاهش سرعت)، تنها محتوای درجه یک مورد توجه مخاطبین قرار میگیرد، و باید به یاد داشته باشید که این مخاطبین میباشند که مشخص میکنند چهچیزی دارای کیفیت بالا است، نه شما یا تیم بازاریابی شما. یارویس میگوید: “شما نمیتوانید فرض کنید که مشتریان شما هرآنچه را که شما برای آنها مینویسید یا میسازید را ببینند. اگر شما به صفحات خود در یو-تیوب یا سایتهای مثل روکیدا و شبکههای اجتماعی نگاه کنید، خواهید دید که محتوا به اعماق زندگی ما نفوذ کرده، و کیفیت آنچه را که میبینیم در سطح بالایی قرار دارد. اکنون میزان بودجه مطالب و شبکههای اجتماعی از برنامههای پخش تلویزیونی بیشتر شدهاست.
اگر بخواهیم صادق باشیم، مقدار بودجه با میزان کیفیت رابطه مستقیم ندارد، اما نشاندهنده میزان باور یک برند نسبت به محصولاتش و انتخاب بهوسیله مخاطبهای آن میباشد. تولید محصولات با کیفیت، کمککننده است اما به تنهایی کافی نیست. شما باید روزبهروز بهتر شوید و برای بهدست آوردن توجه مخاطبین بجنگید. برای دیده شدن میان این شلوغی، شما باید واقعاً خوب باشید و چیزی برای گفتن داشته باشید.”

3- مشتریان خود را دنبال کنید
ممکن است مدیر شرکت شما عاشق توییتر باشد، اما این کار لزوماً جایگاه مناسب را برای تلاشهای شما در مورد بازاریابی محتوا به ارمغان نمیآورد. شما باید جایی باشید که مشتریان شما هستند و این فروتنی را داشته باشید که آنها را برخلاف میل باطنی با بازاریابهایی که محتوا برروی کانال میگذارند و به آنها علاقه دارند مرتبط سازید، برخلاف جایی که واقعاً مشتریان آنها میباشند.
اگر شما شرکتی میباشید که کاغذدیواری میفروشد، برنامهایی مانند توییتر نمیتواند بهترین گزینه شما برای انجام بازاریابی محتوای محصولتان باشد. توییتر برنامهایی برای پخش تصاویر مورد نظر نیست. شما باید از برنامهایی مانند اینستاگرام یا پینترست (Pinterest) استفاده کنید. بدانید که مشتریان شما کجا هستند، آنها را بیابید، و یک رابطه عمیق با آنها برقرار سازید. بازاریابی محتوا باید به شکل یک گفتوگو باشد.
4- آموختن را هدف خود کنید
یارویس میگوید: آموزش قدرتمندترین شکل بازاریابی محتوا میباشد. آموزش، معتبر، مفید، و دارای کارایی است. تمایل زیادی به آموختن وجود دارد و ما شاهد تبدیل شدن آن به ساختار اصلی بازاریابی محتوا خواهیم بود.
همه شرکتها از تولیدکنندهها تا شرکتهای دانشبنیان باید آموزش را مد نظر قرار دهند. او اضافه میکند: این فرصت برای هر شغلی وجود دارد که از آموزش به عنوان بازاریابی محتوا استفاده کند، کمک کردن به مشتری از طریق آموزش همیشه به ارزشمندتر شدن برند کمک میکند و علاوه برآن همه شرکتها با استفاده از شیوههای آموزشی سود خواهند برد. چه شرکت تولیدکننده هواکش سقفی باشد، چه یک برند معتبر آرایشی، اگر شما ویدیو آنها را که چگونه خانه خود را خنک کنید یا چگونه خود را آرایش کنید، ببینید، وقتی زمان خرید محصول فرارسد، مشتری شرکتی را انتخاب میکند که کمکی به او کرده و نکتهایی به او یاد داده است. بهترین بازاریابهای محتوا این نکته را میدانند که اگر اطلاعات با کیفیت در زمینه آموزش و یادگیری در دسترس مشتریان قرار دهند از مشتریانی وفادار تا سالها بهره خواهند برد.”
5- از دادهها به عنوان راهنما استفاده کنید نه هدف نهایی
بازاریابان محتوا اطلاعاتی بیپایان در خیلی از زمینهها، مانند چشماندازها و عادات خرید تا مکانها و اطلاعات جمعیت-شناختی، دارند. در حالیکه این فراوانی اطلاعات میتواند مفید باشد، به تنهایی نمیتواند بازار مناسب را بهوجود آورد، و بازاریابها باید در این مورد هوشیار باشند. یارویس میگوید: “داده و اطلاعات به تنهایی کارایی ندارد. داده به تنهایی بهوسیله خود بهرهوری ایجاد نمیکند. داده میزان اثربخشی ما را وسعت میبخشد. برای مثال وقتیکه شرکتهایی مانند پاتاگونیا یا REI شروع به استفاده از زیپ کد به همراه وسایل خریداری شده، کردند، میدانستند کسی که در یوتا یا کولورادو زندگی میکند بیشتر تمایل به خرید کاپشن دارد تا کسی که در هاوایی زندگی میکند. بنابراین دادهها به شرکتها برای اثربخشی بیشتر در اجرا و سنجش نتیجه تصمیمگیری آنها کمک میکند، اما به تنهایی کافی نیست.”
6- پذیرفتن انتشار محتوایتان
در حالیکه این طبیعی و قابل درک است که شرکتها برای انتشار محتوا و اطلاعاتشان که منابع قابل توجهی در آنها سرمایهگذاری کردهاند، شک داشته باشند، در حالیکه باید متوجه شوند این طبیعت اقتصادی بازاریابی محتوا است، برندهایی که ارزش بیشتری کسب میکنند، همانهایی میباشند که محتوای باکیفیت تولید کرده و با کمال میل منتشر میکنند. یارویس میگوید: “یک اعتقاد اشتباه میان بعضی از شرکتها وجود دارد که نباید اطلاعات زیادی از خود منتشر کنند. آنها تا جایی که میتوانند از انتشار اطلاعات جلوگیری میکنند، بهدلیل اینکه گمان میکنند اگر اطلاعات بیش از حد منتشر شود، دیگر چیزی برای فروش نخواهند داشت. اما بهترین و موفقترین شرکتها در هر زمینه شغلی مشتاق انتشار اطلاعات رایگان و عدم دریافت مبلغی به جای آن میباشند به این دلیل که آنها میدانند اگر کسی یک روز به این مطالب نیاز پیدا کند، او کسی را که این دانش را در اختیارش گذاشته، همیشه بهخاطر خواهد سپرد.”
اتومبیل آئودی Q7 با امکانات ایمنی و تکنولوژی مختلف، مانند سیستم هشدار دهنده شهری که اتومبیلها را همانند عابران پیاده در نظر میگیرد، و سیستم جلوگیری از تصادف، ساخته شده است.
تحقیقات جدید نشان میدهد که هرچه تکنولوژی بیشتری در خودرو استفاده شود، رانندگی ما بدتر خواهد بود. که این تکنولوژیها شامل سیستمهای اعلان اطلاعات خودرو و سیستمهای ایمنی فعال میشود.
موسسه اتومبیل آمریکا، تحقیقی در مورد چگونگی حواسپرتی رانندگان انجام داد. این تحقیق توسط محققانی از دانشگاه یوتا انجام شد و در اوایل ماه اکتبر 2017 منتشر شد. این تحقیق میزان ایجاد حواسپرتی بالقوه سیستمهای اعلان اطلاعات 30 خودرو مختلف را ارزیابی کرد. تحقیق نشان داد که سیستمهای جهتیابی، بیشترین حواسپرتی را ایجاد میکنند، و تنظیم کردن رادیو و انتخاب جهت و مقصدِ سیستم جهتیاب بیشتر از مکالمه یا پیام دادن چشم رانندگان را از جاده منحرف میکند. اما در کل، تمام برنامههای اعلان سخنگو مانند تماس گرفتن یا مکالمه، پیام دادن، تنظیم کردن رادیو یا انتخاب مقصدِ سیستم جهتیاب با درجات بالاتری از سطح حواسپرتی مرتبط است.
بخش تحقیقات موسسه اتومبیل آمریکا از یافتههای یک مطالعه دانشگاه میشیگان که در تابستان امسال منتشر شد حمایت میکند. این تحقیق، که به وسیله یکی از خودروسازان انجام میشد، برای دانستن این نکته که چگونه رانندگان از سیستم هشدار نقطه کور خودروسازان استفاده میکنند، طراحی شده بود. محققان با شگفتی متوجه شدند، رانندگانی که از سیستم تشخیص نقطه کور اتومبیل استفاده میکنند تمایل به تغییرِ مسیر خود بدون توجه به اطراف دارند. این دو تحقیق دو مشکل اصلی را شناسایی کرد و به سومین مشکل میرسد:
استفاده از بعضی از تکنولوژیهای ایمنی حواس رانندگان را پرت میکند.
رانندگان از سیستمهای ایمنی به عنوان منبع اولیه کمک در رانندگی استفاده میکنند، نه به عنوان پشتیبان.
خودروسازان برای گسترش این نمونه از تکنولوژی در رقابت هستند، در حالیکه بعضی از آنها کماحتیاطتر از بعضی دیگر هستند.
ترکیب این فاکتورها با فاکتورهای زیادی که خود رانندگان رعایت نمیکنند، باعث حواسپرتی بیشتر آنها میشود.
بیل وَن تِیسل، مدیر برنامههای آموزش رانندگان در موسسه اتومبیل آمریکا میگوید: “تکنولوژیهای جدید مانند دو لبه یک تیغ است. اگر سیستمها درست کار کنند و رانندگان بهدرستی از آنها استفاده کنند، از مزایای حتمی ایمنی بهره خواهند برد. اما اگر این سیستمها بهدرستی کار نکنند یا راننده رفتار خود را تغییر دهد، به طور حتم از عدم ایمنی ضربه خواهد خورد.”
آماری که موسسه ملی ایمنی ترافیک بزرگراه منتشر کرده نشان میدهد که میزان مرگ ناشی از تصادفات به مقدار 2.6 درصد به اِزای هر 185 میلیون کیلومتری که رانندگی شده، افزایش یافته. اما دلیل این مرگومیرها حواسپرتی رانندگان نبوده. در واقع میزان مرگ و میرهایی که به دلیل حواسپرتی اتفاق افتاده بیش از 2 درصد کاهش یافته است
اگرچه آمار مرگومیر ناشی از حواسپرتی پایین آمده، افزایش میزان عدم توجه رانندگان به جاده هنوز مشکلساز است. هماکنون، تعداد زیادی از رانندگان به بعضی از تکنولوژیهای رانندگی بدون راننده، که معمولا با نام تجاری سیستمهای ایمنی فعال در بازار موجود است، دسترسی دارند، که شامل این مشخصات میشود:
نشان دادن نقطه کور
پارکِ خودکار یا کمککننده پارک
کٌروز کنترل پویا، که به صورت خودکار فاصله امن خودرو را با اتومبیل جلویی حفظ میکند، و در صورت نیاز سرعت را کم و زیاد میکند.
دستیار ماندن بین خطوط، که به هنگام خروج خودرو از خطِ خود متوجه شده و به راننده جهت برگشت بین خطوط کمک میکند.
هشدار تصادف از روبرو با ترمز اضطراری، وقتیکه خودرو بسیار نزدیک به خودرو جلویی میشود با کشیدن ترمز به صورت خودکار مانع برخورد میشود.
سیستمهایی که موانعی مانند عابران پیاده، جانوران بزرگ، و دوچرخهسواران را تشخیص داده و با ترمز خودکار اضطراری خودرو را مهار میکند.
آسان است تصور کنیم هرچه بیشتر این مشخصات در هر خودرویی که عرضه میشود وجود داشته باشد، راننده به میزان کمتری عقیده خواهد داشت که باید به جاده توجه داشته باشد. اینجا است که مسیر تار میشود: فرض بر این بود که سیستمهای ایمنی فعال به عنوان نیروی کمکی برای مهارت رانندگی رانندگان باشد، تا اگر راننده مرتکب اشتباه شود کمک کند. همانطور که از اسم تکنولوژی خودروهای اتوماتیک و خودران پیدا است، راننده نیاز به انجام کاری پشت فرمان ندارد.
مساله دیگر آن است که هنوز بیشترِ این سیستمها نسبتا جدید میباشند و به تازگی در خودروهای مقرونبهصرفه و رده متوسط به کار گرفته شده است، که به این معنی است هنوز خیلی از مصرفکنندهها طرز استفاده از این سیستمها را نمیدانند. عدم وجود یکپارچگی (به اجبار یا داوطلبانه) در میان خودروسازان از جمله موضوعات پیچیده بیشتری است، که این سیستمها با توجه بهوجود برندها و مدلهای مختلف میتوانند متفاوت عمل کنند.
در نهایت، یک خودروی خودران واقعی از تمام این سیستمها استفاده میکند اگرچه هنوز فرض میشود که رانندگان کنترل خودرو را در دست دارند. تا زمانی که خیلی از رانندگان صلاحیت خود را در استفاده از سیستمهای ایمنی فعال نشان دهند، متخصصان ایمنی در مورد متقاعد کردن مردم برای توجه به جاده در اتومبیلهای خودران نگران خواهند بود.
بعضی از متخصصان پیشنهاد میکنند، استانداردسازی تعریف اصطلاحات تکنولوژی ایمنی به درک مصرفکنندگان از اینکه چهچیزی را میخرند و چگونه کار میکند، کمک خواهد کرد، اما وَنتِیسل معتقد است که رانندگان باید بر امکاناتی که در اختیار دارند تمرکز کنند.
او میگوید: “شما باید بدانید که خودرو شما چه کارهایی میتواند انجام دهد و از انجام دادن چه کارهایی برنمیآید. شما وسیله نقلیه را میرانید، پس باید کار کردن با آن و نحوه راهاندازی آن را بدانید.”
در حالیکه تمام مسولیت بر عهده راننده است، او میگوید خودروسازان باید به صورت پیشگیرانه و فعالانه عمل کنند. ونتِیسل میگوید: “خودروسازان باید اطلاعات و آموزشهای مناسب را در اختیار مشتریان بگذارند، و مدیر شبکه آنها که با خریداران در ارتباط است باید با تلاشی درخور و شایسته اطلاعات مفید را در اختیار مشتریان بگذارد.”
ونتِیسل در مورد سوال اصلی که آیا مهارتهای رانندگی ما، رو به اٌفول است کمی خوشبین است. او به این موضوع اشاره میکند که رانندگان هماکنون نیاز به یادگیری چگونه استفاده کردن از 20 تکنولوژی جدید یا بیشتر دارند، پس در یک نگاه، مجموعه مهارتهای ما در حال گسترش است.
او میگوید: “من اطمینان ندارم که واقعا یک کاهش در مهارتهای رانندگی در سطح ملی در حال اتفاق است. در واقع، ما شاهد تجدید حیات درباره آموزش ایمنی رانندگان در سالهای اخیر هستیم، پس رانندگان باید نسبت به چند سال گذشته آگاهتر شوند.”
در آینده، ممکن است نیاز به مهارتهای قدیمی رانندگی نباشد، اما هنوز تا رسیدن به اتومبیلهای خودران راهی طولانی ماندهاست. برای چنین روزی، رانندگان باید خیلی بیشتر هوشیار باشند.
واقعیت نگرانکننده خودروهای خودران تسلا
شرکت خودروسازی تسلا تمام توجه خود را جهت دستیابی به تکنولوژی رانندگی خودکار که “خودران” نامیده میشود معطوف کرده است و شکستهای عمومی آن به خوبی ضبط شده است. تفاوت بین تسلا و بقیه خودروسازان در این است که تسلا اساساً تکنولوژی “خودران” را با آزمایش بتا بهوسیله مشتریان خود انجام داده، و بقیه را در جاده با خطر مواجه کرده است. حادثه تصادف مدل s خودران تسلا، بهترین شاهد داستان احتیاط برای رانندگانی است که اشتیاق زیادی به رانندگی خودکار اتومبیلها دارند.
قانون 80/20: پیدا کردن و از بین بردن موانع داخلی جهت افزایش بهره وری
آیا هفته کاری شما اینگونه شروع میشود؟ امروز شنبه است. در حالیکه قهوه در دستانتان است در ایمیلتان، سایت ترلو، سایت روکیدا و اینستگرام میگردید، آنچه را که باید انجام دهید را بررسی میکنید، همچنین بررسی اینکه خانواده شما که در شهری دیگر زندگی میکنند چه کارهایی امروز صبح انجام دادند و درآخر همه کارهایی که همکاران به شما سپردند.
تا به خود میآیید میبینید که وقت یک قرار کاری فرا رسیده و سپس وقت انجام دادن یک پروژه مهم است که باعث به عقب افتادن انجام گزارش کاری می شود که شما قادر به تمرکز بر روی آن نیستید. ذهنتان را خالی میکنید و به انجام شدن کارها میاندیشید. همه چیز به نظر مهم میآید و همه چیز نیاز به رسیدگی دارد.
با گذشت ساعت ها شما همچنان احساس گرفتاری میکنید و با انبوهی ازاطلاعات مواجهید و بدتراز همه گرفتار ترس از دست رفتن موقعیتها هستید. شما روز خود را در حال فکر کردن به کارهایی که انجام ندادید به پایان میرسانید. شما تمام روز مشغول کار بودید، پس چرا احساس مفید بودن و بهره وری نمیکنید؟
دلیل ناکارآمدی سیستمهایی که جهت افزایش بهرهوری تلاش میکنند
دلیلش خود سیستمها نیستند. اگر شما به فکر بهتر شدن آنها باشید، بهرهوری آنها افزایش پیدا میکند. اگر شما از تکنیکهای افزایش بهرهوری مانند تکنیک پومودرو (یک روش سریع و موثر جهت افزایش بهرهوری)، اسکرام (یک نوع سیستم کنترلی و مدیریتی) و تمرکز عمیق برروی مسايل بدون حواسپرتی استفاده کنید از مزایای حتمی آن بهره خواهید برد، پس دلیل به نتیجه نرسیدن چیست؟
جواب ممکن است آنجایی که شما فکر میکنید نباشد. ممکن است موردی مثل محدودیت زمانی باشد که تمرکز را ازخارج ازسیستم به توجه به داخل سیستم معطوف نماید، بله ممکن است زمان باشد که به شما و روشهای انجام کار شما میگوید این من هستم که تاثیرگذارم نه شما!
درباره تعاریف قانون 80/20 پارتو فکر کنید. این قانون میگوید اگر از 80 درصد تلاش و تمرکزتان برروی 20 درصد از مشکلات و موانع تکرارشونده استفاده کنید به نتایج فوقالعادهایی میرسید. بهجای اینکه مدام در حال یادداشتبرداری باشید برای درک این مساله تلاش کنید که چرا در اولین روز هفته دو ساعت صرف بدست آوردن تمرکز میکنید.
پس چرا الان شروع نمیکنید؟ در اینجا به برخی از موانع رایج ذهنی که باعث کاهش بهرهوری میشوند اشاره میکنیم:
ترس: نابودکننده ناشناخته بهرهوری
درباره لحظههای بد و ناتوانکنندهایی که در یک روز کاری مانع به وجود آمدن بهرهوری میشود فکر کنید: چه احساسی دارید؟ به احتمال زیاد بدن شما از شدت استرس زیاد بیحس شده. این پاسخ از طرف بدن شما برای تهدیدهای فیزیکی مناسب است اما برای تصمیمگیری در مورد اینکه به جعبه پُردریافت ایمیلتان رسیدگی کنید یا انجام تماسی برای فروش بیفایده است.
انواع و اقسام ترس وجود دارند که باعث خشک شدن گلویتان و ایجاد مشکل در قضاوتتان میشود. دفعه بعد به جای نادیدهگرفتن یا جنگیدن با ترستان یک لحظه صبر کنید و از خودتان این سوال را بپرسید، “من از چه چیزی میترسم؟”
جواب شما را شگفتزده میکند:
• آیا از انجام دادن کاری جدید واهمه دارید؟ تلاش کنید که کل کار را به کارهای کوچکتری تقسیم کرده و به هرکدام به موقع رسیدگی کنید و یک ساختار برای رسیدن به اهدافتان بسازید یا یک زمان پایان در نظر بگیرید و قورباغه را قورت دهید!
• آیا از شکست میترسید؟ صریح بودن در مورد ترسهایتان قدم اول خواهد بود. وقتیکه دقیقا بدانید از چه چیزی میترسید (آیا از عقب افتادن اجارهتان میترسید، یا از احمق به نظر رسیدن مقابل همکاران جدیدتان؟) شمایید که تصمیم میگیرید چگونه با ترسهایتان روبرو شوید.
• ترس از دست دادنِ موقعیت چطور؟ همه ما این حس را داریم اما از راهحلهای مختلفی استفاده میکنیم. دانستن تعریفمان از موفقیت و تصمیمگیری به موقع برای ماندن در مسیر, قدم بزرگی برای بودن در مسیر درست است. ممکن است نیاز داشته باشیم تا از این کار به آن کار نپریم، خود را آرام کنیم یا یک برنامه برای برطرف کردن مشکلات فکری دانلود کنیم.
پرسیدنِ “چرا” همهچیز را پیچیده میکند
آیا داستان دو بنٌا را که از آنها پرسیده شد چهکاری انجام میدهند شنیدهاید؟ بنٌای اول گفت، “من آجر میچینیم!” و دومی نگاهی به اطراف که یک ساختمان ناتمام بود کرد و با لبخند گفت، “من در حال ساختن یک معبد هستم.”
حال، شما در حال آجرچینی هستید یا ساختن یک ساختمان؟ چه کار آزاد داشته باشید یا برای یک شرکت کار کنید، اگر دلیل انجام کارتان را نمیدانید شما گیج خواهید شد. اگر هنگام شروع یک پروژه احساس سردرگمی میکنید یا در اولویتگذاری کارهایتان مشکل دارید، برای پیدا کردن دلیل و هدف کارتان هرچقدر که لازم است زمان بگذارید حتی اگر دلیل سردرگمی شما اذیت شدن برای آمدن به سرِکار باشد.
خیلی از کارآفرینان و مدیران بر این عقیدهاند که ترسیم یک راه هدفمند مسیر موفقیت را هموار میسازد. یک تجارت هدفمند با انگیزه، انسجام، متصل بودن کارها به هم و در نهایت موفقیت روزافزون در رابطه مستقیم است.
شاید شما واقعا کارهای اضافه انجام میدهید
حتی اگر ترس از دست دادن موقعیتها باعث شود شما هرکاری را رد (یا قبول) کنید یا احساس خیلی خوبی برای انجام کاری داشته باشید وقتی کارهای بسیار زیادی برای انجام دادن داشته باشید، هیچوقت قادر به انجام همه کارها نخواهید بود.
اگر شما مقدار زیادی کار برای انجام در یک روز دارید، وقت آن است که از قانون 80/20 برای کار خود استفاده کنید. چه فعالیتهایی بیشترین بازگشت سرمایه را دارند؟ کدامیک کمترین؟ از لیست کارهای پروژه آنهایی را که اهمیت کمتری دارند را حذف کنید و ببینید چه حسی دارید. بعد از زمانی که به نه گفتن (تغییر نکردن) عادت کرده بودید شاید زمان تغییر فرارسیده.
آیا مشکلات زندگی مزاحم شغلتان است؟
همه ما با موانع داخلی جهت افزایش بهرهوری مواجهیم. اما اگر مشکلات خانوادگی شما مزاحم شغل شما باشد مانند جروبحثی که با خواهرتان داشتید، یا نمرههای پایین پسرتان، یا خراب شدن وسیلهایی در خانه که نتوانید با آنها کنار بیایید، به احتمال زیاد نیاز به آموختن تکنیکهایی جهت مَهار استرس دارید که به افزایش تمرکز شما هنگام نیاز در کارتان به کمکتان میآید.
تکنیکهای مهار استرس مانند خودِ استرس احساس منحصربهفردی برای شما به همراه دارد. در اکثر موارد شما باید احساسات خود را مهار کنید یا با مشکلات واقعی(در خارج از ذهن شما) دستوپنجه نرم کنید. ممکن است سالها زمان ببرد تا متوجه شوید چگونه میتوانید به بهترین شکل استرس خود را مهار کنید، اما ارزش آزمون و خطا را دارد چرا که با پیدا کردن راهحل مناسب زندگی شما از کیفیت بالاتری برخوردار میشود.
برای افزایش بهرهوری از قانون 80/20 استفاده کنید
سعی کنید قانون 80/20 را برای سه ماه آینده برای افزایش بهرهوری خودتان استفاده کنید که باید 80 درصد تلاشتان را برروی 20 درصد سختترین موانع داخلی(ذهنی-فکری) بگذارید. خود را غرق حل مشکلاتتان کنید تا به جواب سوالاتتان برسید و شاهد افزایش بهرهوری خود باشید.