اسکن هوایی جنگل آمازون نزدیک به 400 سازه هندسی ناشناخته را زیر پوشش انبوه درختان آشکار کرده است. این شکل های بزرگ خاکی به تمدن آکوری نسبت داده می شوند و بعضی از آنها چندین زمین فوتبال وسعت دارند. اهمیت کشف فقط به تعداد سازه ها محدود نیست. شواهد تازه نشان می دهد بخشی از آمازون پیش از ورود اروپایی ها یک طبیعت خالی و دست نخورده نبود و احتمالا شبکه ای بزرگ از جوامع سازمان یافته را در خود جای داده بود.
این یافته در کنار پژوهش های مربوط به رد تبارهای ناشناخته در DNA انسان یادآوری می کند که تاریخ بشر هنوز بخش های تاریک فراوانی دارد. فناوری در هر دو نمونه نقش اصلی را بازی می کند. ژنتیک سراغ نشانه های پنهان در بدن می رود و لیدار آثار انسانی را از زیر سقف سبز جنگل بیرون می کشد. همان طور که کشف های علمی درباره علم و دانش گاهی یک فرض قدیمی را کنار می زنند، این پژوهش نیز تصویر ساده شده از آمازون پیش از استعمار را به چالش کشیده است.
لیدار چگونه سازه های پنهان آمازون را پیدا کرد؟
لیدار با فرستادن پالس های لیزر از هوا و اندازه گیری زمان بازگشت آنها، فاصله میان حسگر و سطح زمین را محاسبه می کند. بخشی از این نور از فاصله های میان برگ ها و شاخه ها عبور می کند و به خاک می رسد. پژوهشگران سپس بازتاب پوشش گیاهی را از داده حذف می کنند تا شکل زمین زیر جنگل دیده شود.
در عکس هوایی معمولی، تاج درختان همه چیز را می پوشاند. در نقشه لیدار، خندق ها، خاکریزها، مسیرهای مستقیم و شکل های منظم به چشم می آیند. هندسه دقیق این آثار احتمال طبیعی بودن آنها را بسیار کم می کند. دایره، مربع و مستطیل هایی که با جاده های راست به یکدیگر وصل شده اند، نشانه برنامه ریزی و کار جمعی هستند.

تیم پژوهش بیش از 4500 کیلومتر مربع از جنوب غربی آمازون را بررسی کرده است. در این محدوده 396 سازه تازه شناسایی شد و شمار کل آثار ثبت شده به بیش از 400 مورد رسید. مدل آماری پژوهشگران نشان می دهد در سراسر منطقه شاید بیش از 20 هزار سازه وجود داشته باشد. این عدد برآورد است و نباید آن را با کشف قطعی 20 هزار محل اشتباه گرفت.
همین تفاوت میان داده مشاهده شده و برآورد اهمیت زیادی دارد. پوشش لیدار هنوز بخش کوچکی از جنگل را شامل می شود. پژوهشگران با توجه به تراکم آثار در مناطق اسکن شده، تعداد احتمالی سازه ها در محدوده بزرگ تر را محاسبه کرده اند. تا زمانی که اسکن و بررسی زمینی انجام نشود، محل دقیق و وضعیت همه آنها معلوم نخواهد شد.
مقاله اصلی در نشریه Nature منتشر شده است. پژوهش، تمدن آکوری را یک جامعه یکدست و متمرکز به معنای امپراتوری های شناخته شده معرفی نمی کند. بهتر است آن را مجموعه ای چندفرهنگی از گروه های مرتبط بدانیم که زبان ها و سنت های متفاوت داشتند اما در ساخت مراکز بزرگ و حفظ ارتباط منطقه ای مشارکت می کردند.
تمدن آکوری چند نفر جمعیت داشت؟
سازه های خاکی آکوری احتمالا میان 600 سال پیش از میلاد تا سال 850 میلادی ساخته و استفاده شده اند. بعضی مراکز برای گردهمایی های آیینی، سیاسی و اجتماعی به کار می رفتند. روایات شفاهی بومی نیز از مکان هایی می گویند که رابطه میان جوامع را تقویت می کردند. کارکرد دقیق همه اشکال یکسان نبوده و باستان شناسان هنوز درباره برخی از آنها اختلاف نظر دارند.
پژوهشگران با توجه به نیروی انسانی لازم برای ساخت و نگهداری هر مرکز، جمعیت منطقه را میان 1.25 تا 3 میلیون نفر برآورد کرده اند. این تخمین جسورانه است. وجود یک سازه بزرگ ثابت نمی کند که صدها نفر همیشه در کنار آن زندگی می کردند. برخی مراکز ممکن است فقط در زمان مراسم از نقاط دور مردم را جذب کرده باشند.
با این حال شبکه جاده ها، کشاورزی، خانه های گروهی و پراکندگی منظم مراکز نشان می دهد با جوامع کوچک و کاملا جدا از هم روبه رو نیستیم. ساخت خندق های عمیق و خاکریزهای وسیع بدون سازمان دهی، تقسیم کار و انتقال دانش دشوار است. حتی اگر رقم نهایی جمعیت از بالاترین برآورد کمتر باشد، مقیاس سکونت انسانی همچنان بسیار بزرگ تر از تصور قدیمی است.

ساکنان منطقه ذرت، کدو و گیاهان دیگر می کاشتند. آنها جنگل را فقط مصرف نمی کردند و با انتخاب گونه ها، پاک سازی محدود زمین و ساخت خاک های حاصلخیز، محیط را شکل می دادند. بخشی از ترکیب گیاهی آمازون امروز شاید میراث همین مدیریت طولانی باشد. این موضوع مرز ساده میان طبیعت و محیط انسانی را کم رنگ می کند.
نام آکوری از رود آکر و واژه ای در زبان های بومی آراواکی گرفته شده است. این نام برای یک چارچوب پژوهشی مفید است، ولی نباید تنوع گروه های ساکن منطقه را پنهان کند. برچسب زدن یک نام واحد به چند جامعه با زبان و سنت متفاوت می تواند تصویری بیش از اندازه یکپارچه بسازد.
چرا این تمدن حدود 1000 سال پیش ناپدید شد؟
آثار بزرگ آکوری حدود سال های 850 تا 950 میلادی ناگهان کم می شوند. علت روشن نیست. تغییر آب و هوا، جابه جایی جمعیت، بیماری، درگیری یا دگرگونی شبکه های سیاسی و تجاری هر کدام می توانند بخشی از ماجرا باشند. هم زمانی تقریبی این افت با بحران هایی در تمدن مایا و جوامع تیواناکو و واری جالب است، اما هم زمانی به معنی علت مشترک قطعی نیست.
محیط گرم و مرطوب آمازون برای نگهداری استخوان، چوب، پارچه و بسیاری مواد آلی مناسب نیست. همین مسئله پاسخ دادن به پرسش های تاریخی را سخت می کند. سازه های خاکی دوام بیشتری دارند، اما درباره زبان، باورها، بیماری ها و شکل دقیق حکومت اطلاعات محدودی می دهند. بررسی خاک، دانه های گیاهی، زغال، بقایای خوراک و سکونتگاه ها باید در کنار لیدار ادامه پیدا کند.
ورود اروپایی ها چند قرن بعد با بیماری و خشونت، جمعیت بسیاری از مناطق آمریکا را کاهش داد. با این حال افت مراکز آکوری ظاهرا پیش از آن رخ داده است. بنابراین نمی توان ناپدید شدن این شبکه را مستقیم به استعمار نسبت داد. احتمال دارد بازماندگان به الگوهای سکونت کوچک تر روی آورده باشند و فرهنگ آنها در جوامع بومی بعدی ادامه یافته باشد.
حقیقت سخت درباره ادعای تمدن میلیونی چیست؟
آیا 3 میلیون نفر واقعا در این بخش از آمازون زندگی می کردند؟ هنوز ثابت نشده است. این رقم از مدل سازی بر پایه تعداد احتمالی سازه ها و نیروی لازم برای ساخت آنها به دست آمده است. تعداد مراکز، مدت استفاده و جمعیت ثابت هر محل می تواند نتیجه را تغییر دهد. تیترهای بزرگ نباید فاصله میان احتمال و قطعیت را پنهان کنند.
آیا هر شکل هندسی یک شهر بوده است؟ نه. بسیاری از آنها بیشتر به مرکز آیینی یا اجتماعی شباهت دارند تا شهر متراکم با خانه های پیوسته. واژه شهر اگر بدون توضیح استفاده شود، ممکن است تصویر خیابان ها و ساختمان های سنگی را به ذهن بیاورد. الگوی سکونت آمازون احتمالا پراکنده تر و هماهنگ با منابع جنگل بوده است.
آیا این کشف ثابت می کند آمازون ساخته دست انسان است؟ خیر. جنگل یک سامانه طبیعی بسیار قدیمی است، ولی انسان هزاران سال روی بخش هایی از آن اثر گذاشته است. کشاورزی، انتخاب درختان مفید، سوزاندن کنترل شده و ساخت خاک غنی می تواند چشم انداز را تغییر دهد، بدون آنکه کل جنگل به یک مزرعه یا شهر تبدیل شده باشد.
ارزش این پژوهش در بزرگ کردن عدد جمعیت نیست. نکته اصلی این است که جوامع بومی توانسته بودند بدون الگوی شهرسازی سنگین جهان قدیم، شبکه های اجتماعی گسترده و محیطی قابل سکونت بسازند. اسکن های بعدی احتمالا سازه های بیشتری پیدا می کنند، اما پرسش مهم تر این خواهد بود که این جوامع چگونه منابع را مدیریت می کردند و چرا شبکه آنها پیش از تماس با اروپا تغییر کرد.