تقریبا 6 سال از ورود PlayStation 5 به بازار می گذرد. نسلی که قرار بود فقط گرافیک بالاتر و لودینگ سریع تر نباشد و تجربه بازی را تغییر دهد. حالا بعد از این همه مدت، رقابت بین پلی استیشن 5 و Xbox Series X دیگر فقط روی قدرت سخت افزاری نیست. چون هر دو کنسول از نظر فنی فاصله خیلی زیادی با هم ندارند.
مایکروسافت روی سرویس ها، گیم پس و سازگاری با نسل های قدیمی تمرکز کرد. سونی اما بیشتر سراغ تجربه کاربر رفت. از کنترلر گرفته تا طراحی رابط کاربری و حتی تعامل فیزیکی با خود کنسول. همین تفاوت فلسفه باعث شده پلی استیشن 5 در بعضی بخش ها حس نسل جدیدتری داشته باشد.
نکته مهم اینجاست که حالا حتی بعضی بازی هایی که زمانی نماد ایکس باکس بودند، وارد اکوسیستم پلی استیشن شده اند. بازی هایی مثل Starfield یا Indiana Jones and the Great Circle کم کم مرزهای انحصاری قدیمی را کمرنگ کرده اند. بنابراین امروز بیشتر از هر زمان دیگری، خود تجربه استفاده از کنسول اهمیت پیدا کرده است.

کنترلر دوال سنس هنوز بزرگ ترین برگ برنده پلی استیشن 5 است
وقتی سونی برای اولین بار کنترلر DualSense را معرفی کرد، خیلی ها تصور می کردند قابلیت هایی مثل بازخورد لمسی یا تریگرهای تطبیقی فقط چند ترفند تبلیغاتی هستند. اما بعد از چند سال مشخص شد دوال سنس واقعا یکی از معدود ویژگی هایی است که حس نسل جدید را منتقل می کند.
ایکس باکس در این نسل محافظه کارتر عمل کرد. کنترلر آن هنوز ارگونومی فوق العاده ای دارد و از نظر راحتی بین بهترین های بازار است، اما تفاوتش با نسل قبل خیلی محدود بود. مایکروسافت بیشتر روی حفظ سازگاری قدیمی تمرکز کرد تا تغییر اساسی.
دوال سنس اما رفتار متفاوتی دارد. در بازی های مختلف، فشار دکمه ها تغییر می کند. کشیدن زه کمان، ترمز گرفتن خودرو یا حتی شلیک سلاح ها حس متفاوتی منتقل می کنند. بازخورد لرزشی هم دیگر فقط یک ویبره ساده نیست. ریزش باران، راه رفتن روی شن یا ضربه انفجارها شکل متفاوتی دارند.
بلندگوی داخلی کنترلر هم شاید در ظاهر ویژگی کوچکی باشد، اما هنگام تجربه بعضی بازی ها واقعا فضا را عوض می کند. مثلا صدای بی سیم داخل کنترلر یا افکت های محیطی باعث می شوند بازی حس زنده تری پیدا کند.
البته این فناوری ها بدون هزینه نیستند. باتری دوال سنس نسبت به کنترلر ایکس باکس دوام کمتری دارد. مخصوصا وقتی تمام قابلیت ها فعال باشند. بعضی بازی ها هم بیش از حد از تریگرهای تطبیقی استفاده می کنند و بعد از مدتی خسته کننده می شوند.
اما حتی با وجود این ایرادها، هنوز هیچ کنترلری روی کنسول های خانگی تجربه ای شبیه دوال سنس ارائه نمی دهد. این همان بخشی است که پلی استیشن 5 واقعا با ایکس باکس تفاوت دارد.

قابلیت Game Help پلی استیشن 5 چرا underrated مانده است؟
یکی از جالب ترین قابلیت های پلی استیشن 5 چیزی نیست که در تبلیغات زیاد دیده شود. ویژگی Game Help آرام و بی سر و صدا وارد کنسول شد، اما برای خیلی از گیمرها فوق العاده کاربردی است.
تقریبا همه بازیکن ها حداقل یک بار داخل مرحله ای گیر کرده اند. معمولا هم اولین واکنش رفتن سراغ یوتیوب یا جستجو در اینترنت است. مشکل اینجاست که اغلب ویدیوها و راهنماها پر از اسپویل هستند. ممکن است فقط دنبال حل یک معما باشید اما ناگهان پایان بازی لو برود.
سونی دقیقا همین مشکل را هدف گرفت. داخل بعضی بازی ها، پلی استیشن 5 راهنمای مرحله به مرحله بدون اسپویل ارائه می کند. کاربر فقط کارت Game Help را باز می کند و براساس بخشی که داخل بازی قرار دارد، راهنمای مناسب نمایش داده می شود.
بعضی راهنماها حتی ویدیویی هستند و می توانند روی تصویر بازی پین شوند تا همزمان اجرا شوند. این یعنی دیگر لازم نیست مدام بین گوشی و بازی جابه جا شوید.
نکته جالب تر، اضافه شدن قابلیت های اجتماعی به این سیستم است. حالا کاربران می توانند راهنمای خودشان را ثبت کنند و بقیه به آن رای بدهند. اگر این ویژگی جدی تر توسعه پیدا کند، سونی می تواند یک اکوسیستم آموزشی داخلی برای بازی ها بسازد که کاملا مستقل از یوتیوب و سایت های راهنما باشد.
ایکس باکس هنوز چیزی در این سطح ارائه نکرده است. مخصوصا از نظر یکپارچگی مستقیم داخل خود بازی.

شخصی سازی پلی استیشن 5 بسیار راحت تر از ایکس باکس است
وقتی پلی استیشن 5 معرفی شد، طراحی عجیب آن حسابی بحث برانگیز بود. بعضی ها ظاهر آن را دوست داشتند و بعضی ها آن را بیش از حد بزرگ و نامتعارف می دانستند.
اما همان پنل های بزرگ سفید یک مزیت مهم داشتند. قابلیت جدا شدن و تعویض آسان.
سونی خیلی زود کاورهای رسمی رنگی برای کنسول عرضه کرد. حالا کاربران می توانند ظاهر کنسول را بدون دردسر تغییر دهند. از مدل های مشکی گرفته تا رنگ های خاص نسخه های محدود.
روی ایکس باکس هم امکان شخصی سازی وجود دارد، اما بیشتر وابسته به برچسب یا اسکین است. نصب آن ها دقت بیشتری می خواهد و تعویضشان هم راحت نیست. در حالی که پنل های پلی استیشن 5 در چند ثانیه جدا می شوند.
این موضوع شاید برای بعضی کاربران کم اهمیت باشد، اما بازار امروز گیمینگ فقط درباره عملکرد خام نیست. ظاهر، دکور اتاق و هماهنگی تجهیزات اهمیت بیشتری پیدا کرده است. مخصوصا حالا که بسیاری از کاربران کنسول را بخشی از ستاپ گیمینگ و تولید محتوا می دانند.

ارتقای حافظه در پلی استیشن 5 منطقی تر از ایکس باکس است؟
در نگاه اول، ایکس باکس راه ساده تری برای ارتقای حافظه دارد. کارت حافظه مخصوص فقط به پشت کنسول متصل می شود و همه چیز آماده است.
اما مشکل اصلی از جایی شروع می شود که کاربر بخواهد گزینه ارزان تر پیدا کند.
مایکروسافت از حافظه اختصاصی استفاده می کند. یعنی انتخاب ها محدود به چند مدل خاص از برندهایی مثل سیگیت یا سندیسک هستند. همین موضوع قیمت را بالا نگه داشته است.
پلی استیشن 5 مسیر سخت تری دارد. کاربر باید پنل کنسول را باز کند و SSD را داخل اسلات M.2 نصب کند. اما بعد از نصب، آزادی انتخاب بسیار بیشتری وجود دارد.
تقریبا هر SSD سازگار با استاندارد پلی استیشن 5 قابل استفاده است. همین باعث شده رقابت قیمتی بین برندها شکل بگیرد و هزینه ارتقا منطقی تر شود.
نکته مهم تر آینده این ماجرا است. با افزایش حجم بازی ها، فضای ذخیره سازی به یکی از مهم ترین چالش های نسل فعلی تبدیل شده است. بعضی بازی های بزرگ حالا راحت بیشتر از 150 گیگابایت فضا اشغال می کنند. بنابراین انعطاف پذیری پلی استیشن 5 در ارتقای حافظه احتمالا در سال های آینده حتی ارزش بیشتری پیدا می کند.
رقابت سونی و مایکروسافت حالا دیگر فقط جنگ ترافلاپس و رزولوشن نیست. هر دو شرکت کم کم در حال ساخت دو فلسفه متفاوت برای تجربه بازی هستند. یکی بیشتر روی سرویس و اکوسیستم ابری تمرکز کرده و دیگری روی حس فیزیکی تعامل با کنسول و بازی. شاید نسل بعدی کنسول ها حتی کمتر از امروز به قدرت خام وابسته باشند و بیشتر به این بستگی داشته باشند که کدام شرکت تجربه انسانی تری برای گیمر می سازد.