رشد شتابان هوش مصنوعی به زیرساختهای فیزیکی عظیمی نیاز دارد که اکنون فراتر از شهرکهای صنعتی و مناطق دورافتاده گسترش یافته است. توسعه دیتاسنتر در ایالات متحده به نقطهای رسیده که با زندگی روزمره شهروندان، محلههای مسکونی و زمینهای زراعی برخورد مستقیم پیدا کرده است. برخلاف تصور عمومی که فضای ابری را موجودیتی انتزاعی میداند، واقعیت سختافزاری این فناوری نیازمند هزاران هکتار زمین، خطوط فشار قوی برق و میلیونها لیتر آب برای خنکسازی است. این نیاز فزاینده سبب شده شرکتهای برق و غولهای فناوری به سراغ زمینهای مسکونی بروند و ساکنان قدیمی را مجبور به ترک خانههای خود کنند.
در ایالتهای مختلف آمریکا، از جورجیا تا کنتاکی، گزارشهای متعددی از تخلیه اجباری یا فروش اجباری املاک به چشم میخورد. خانوادهها، بازنشستگان و حتی ساکنان خانههای پیشساخته نامههایی دریافت میکنند که تنها چند ماه برای تخلیه به آنها زمان میدهد. هدف از این اقدامات، احداث مراکز پردازش داده جدید یا ساخت خطوط انتقال برقی است که انرژی این مراکز را تامین میکنند. فشار سیستماتیک بر مالکان محلی نشان میدهد که گسترش هوش مصنوعی صرفا یک رقابت نرمافزاری نیست، بلکه بازتوزیع خشن منابع زمین و انرژی به شمار میرود. در همین زمینه، بررسی آیا هوش فضایی در اطراف سیاهچاله مرکز داده ساخته است؟ میتواند بخش دیگری از این موضوع را روشن کند.
فشار غولهای فناوری بر زیرساختها و توسعه دیتاسنتر
در ایالت جورجیا، شرکت برق جورجیا پاور برای تامین برق مورد نیاز مراکز پردازش داده جدید، تصمیم به احداث خطوط انتقال جدید گرفت. برای اجرای این طرح، تملک بیش از 300 قطعه زمین اختصاصی ضروری شد. صاحبان املاک در این مناطق گزارش دادهاند که فرآیند مذاکره برای فروش زمینها بیشتر شبیه به نوعی اجبار قانونی بوده است. شرکتهای برق با اشاره غیرمستقیم یا مستقیم به قوانین تملک اجباری، مالکان را در وضعیتی قرار میدهند که چارهای جز پذیرش قیمتهای پیشنهادی احساس نکنند، زیرا در غیر این صورت پرونده به دادگاه کشیده شده و زمین با دخالت دولت ضبط میشود. برای شناخت بهتر زمینه این بحث، مطلب ذوب شدن غیرمنتظره کریستال فضا زمان فیزیکدانان را شگفت زده کرد اطلاعات مرتبط بیشتری در اختیار خواننده قرار میدهد.
در نمونهای دیگر در ایالت کنتاکی، ساکنان یک پارک خانههای پیشساخته نامهای دریافت کردند که به آنها تنها 90 روز مهلت میداد تا منطقه را تخلیه کنند. زمیندار بزرگ منطقه بدون اطلاع قبلی ساکنان، قراردادی با یکی از شرکتهای مطرح فهرست فورچون 500 امضا کرده بود تا زمینی به مساحت 2000 آکر به احداث دیتاسنتر اختصاص یابد. این نمونهها نشان میدهند که چگونه سرمایهگذاریهای سنگین در بخش پردازش ابری، طبقات کمدرآمد و بازنشستگان را که امکان جابهجایی سریع ندارند، هدف قرار داده است.
تغییر کاربری زمینهای کشاورزی و مسکونی به سایتهای صنعتی سنگین، ساختار اجتماعی شهرهای کوچک را برهم میزند. خطوط انتقال برق با ولتاژ بالا نه تنها منظره طبیعی منطقه را تخریب میکنند، بلکه خطرات ایمنی و افت شدید ارزش املاک مجاور را به همراه دارند. کسانی که خانههای خود را بفروشند، با بحران یافتن مسکن جدید در بازار گران قیمت مواجه میشوند و کسانی که باقی میمانند، باید در همسایگی دکلهای عظیم برق و صدای مداوم سیستمهای خنککننده زندگی کنند.
اهرم قانونی تصرف ملک و ابعاد حقوقی تملک اجباری
ابزار اصلی شرکتهای بزرگ انرژی برای تسلط بر املاک مسکونی، استفاده از قانون تملک اجباری یا همان حق سلطه مهم است. طبق این قانون قدیمی، دولت میتواند املاک خصوصی را برای کاربردهای عمومی و منافع ملی پس بگیرد و در عوض غرامتی عادلانه پرداخت کند. مسئله اصلی در شرایط کنونی این است که چگونه توسعه دیتاسنتر خصوصی به عنوان یک منافع عمومی طبقهبندی میشود.
سیاستگذاران ارشد و نهادهای دولتی با این توجیه که توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی برای حفظ رقابتپذیری اقتصادی و امنیت ملی ضروری است، این پروژهها را در زمره خدمات عمومی قرار میدهند. ادعا میشود که افزایش سرمایهگذاری در فناوری پردازش داده در نهایت به نفع کل جامعه خواهد بود و حتی میتواند هزینههای شبکه برق را کاهش دهد. اما برای خانوادههایی که نسلها در یک ملک زندگی کردهاند، این تحلیلهای کلان حقوقی معنایی جز مصادره ملک ندارد.
فشار روانی ناشی از تهدید به استفاده از تملک اجباری، مالکان را مجبور به امضای قراردادهایی میکند که رضایت واقعی در آنها وجود ندارد. نماینده شرکتهای انرژی اعلام میکنند استفاده از این قانون گزینه اول آنها نیست، اما ابراز این مسئله به مالکان خرد، قدرت چانهزنی را کاملا از آنها سلب میکند. وقتی یک مالک میداند در صورت مقاومت، دادگاه حکم به تخلیه ملک با قیمت کارشناسی خواهد داد، ترجیح میدهد پیشنهاد اولیه را بپذیرد. این مکانیزم عملا بازار آزاد را در معامله املاک مسکونی از بین برده است.

بحران انرژی و آسیبهای زیستمحیطی توسعه زیرساختها
پیامدهای توسعه دیتاسنتر تنها به از دست رفتن خانه و زمین محدود نمیشود. این مراکز مصرفکنندگان بیرویه انرژی و آب هستند. چیپستهای مدرن پردازش هوش مصنوعی گرمای عظیمی تولید میکنند که برای دفع آن به سیستمهای خنککننده آبی یا گازی پیچیده نیاز است. در مناطق کمآب، مصرف روزانه میلیونها لیتر آب آشامیدنی برای خنکسازی سرورها، سفرههای آب زیرزمینی را به شدت تهدید میکند.
در بخش انرژی نیز شبکه سراسری برق تحت فشار بیسابقهای قرار گرفته است. ورود یک دیتاسنتر مقیاس بزرگ به یک منطقه میتواند به اندازه یک شهر کوچک برق مصرف کند. این جهش ناگهانی تقاضا باعث افزایش قیمت برق برای مشترکان خانگی میشود، زیرا شرکتهای utility هزینههای سنگین بهروزرسانی خطوط انتقال و احداث نیروگاههای جدید را روی قبوض برق مردم پخش میکنند. بنابراین شهروندان نه تنها زمینهای خود را از دست میدهند، بلکه هزینه تامین انرژی غولهای فناوری را نیز از جیب خود میپذیرند. برای سنجش دقیقتر این بخش، جزئیات روش و یافتهها تصویر روشنتری از جزئیات ارائه میکند.
افزایش انتشار گازهای گلخانهای از دیگر صدمات زیستمحیطی است. برای تامین نیاز فوری این مراکز، برخی از شرکتهای برق مجبور شدهاند بازنشستگی نیروگاههای سوخت فسیلی و زغالسنگی را به تاخیر بیندازند. این عقبگرد در سیاستهای انرژی پاک، مستقیما کیفیت هوای مناطقی را که دیتاسنترها در آنها مستقر هستند، تنزل میدهد.
چشمانداز بازار مسکن و آینده منطقه
حامیان توسعه زیرساختها و برخی مقامات ارشد سیاسی ارتقای ظرفیتهای پردازشی را برای حفظ جایگاه نخست در رقابت جهان فناوری ضروری میدانند. از دیدگاه آنان، پذیرش این هزینههای جانبی، بهای ناگزیر پیشرفت تکنولوژیک است. حتی برخی راهکارهای جایگزین مانند نصب سرورهای کوچک خانگی مطرح شده که در آن دیتاسنترهای مینیاتوری در منازل مردم قرار میگیرند و در ازای آن برق رایگان یا اینترنت پرسرعت ارائه میدهند. اما این طرحها بیشتر شبیه به ابزارهای تبلیغاتی هستند تا حل مسئله تملک زمینهای بزرگ.
برای شهروندانی که در معرض خطر تخلیه اجباری یا مجاورت با پروژههای ساختوساز دیتاسنتر هستند، مقاومت فردی دشوار است. کارشناسان حقوقی توصیه میکنند که شهروندان در جلسات شورای شهر و انجمنهای محلی حضور فعال داشته باشند و با تشکیل ائتلافهای منطقهای، فشار سیاسی بر نمایندگان خود وارد کنند. شفافسازی نحوه تخصیص زمین و محاسبه دقیق ارزش واقعی املاک میتواند تا حدی از تضییع حقوق مالکان جلوگیری کند.
واقعیت سخت این است که تا زمانی که چارچوبهای قانونی بالادستی تغییر نکنند و تعریف خدمات عمومی اصلاح نشود، روند تصرف املاک مسکونی برای زیرساختهای فناوری ادامه خواهد داشت. تقابل میان حقوق مالکیت فردی و اشتای بیپایان غولهای تکنولوژی به منابع، مسئلهای است که در سالهای آینده به یکی از چالشهای اصلی اجتماعی و اقتصادی تبدیل خواهد شد.