تا همین چند سال قبل، هوش مصنوعی در گوشی ها بیشتر شبیه یک ابزار جانبی بود. چند پیشنهاد متن، کمی ویرایش عکس، ترجمه سریع یا پاسخ صوتی. اما چیزی که گوگل حالا با جمینای اینتلیجنس نشان داده، فقط یک قابلیت تازه نیست. این اتفاق آرام آرام تعریف گوشی هوشمند را تغییر می دهد.
ایده اصلی ساده است. کاربر فقط درخواست می دهد و هوش مصنوعی بقیه مسیر را انجام می دهد. جستجو می کند، مقایسه انجام می دهد، اپلیکیشن باز می کند، خرید انجام می دهد، بلیت رزرو می کند، پیام می فرستد و حتی چند مرحله مختلف را بدون دخالت مستقیم کاربر جلو می برد.

روی کاغذ همه چیز عالی بنظر میرسد. گوشی خودش کار می کند و کاربر هم فقط نگاه می کند. شبیه فیلم های علمی تخیلی! اما بعد از چند دقیقه یک سوال مهم شکل می گیرد. اگر جمینای قرار است همه کارها را انجام دهد، نقش خود کاربر دقیقا چیست؟ و تازه مهم تر از آن، آیا اندروید هنوز هویت مستقلی دارد یا فقط به یک لایه اجرایی برای هوش مصنوعی تبدیل می شود؟
آیا هوش مصنوعی انسان را به تایید کننده تبدیل می کند؟
تقریبا تمام شرکت های فعال در حوزه هوش مصنوعی یک جمله مشترک دارند. کاربر همیشه کنترل نهایی را در اختیار دارد. اما واقعیت کمی پیچیده تر است.
مدل جدیدی از تعامل در حال شکل گیری است. چیزی که می توان آن را دنیای تایید کردن نامید. هوش مصنوعی همه کارها را انجام می دهد و انسان فقط در پایان روی دکمه تایید ضربه می زند.
مشکل دقیقا همین جا است. بسیاری از تجربه های دیجیتال فقط برای رسیدن به نتیجه نهایی جذاب نیستند. خود مسیر اهمیت دارد. مقایسه گوشی ها، جستجوی رستوران، ساخت پلی لیست موسیقی یا حتی انتخاب لپ تاپ مناسب، بخشی از تجربه انسانی هستند. گاهی ساعت ها تحقیق فقط برای خرید یک هدفون اتفاق می افتد اما همان فرایند باعث شکل گرفتن ارتباط احساسی با محصول می شود.
اگر هوش مصنوعی همه انتخاب ها را انجام دهد، بخشی از کنجکاوی انسانی حذف می شود. کاربر دیگر کشف نمی کند. فقط مصرف می کند.
این موضوع شاید در نگاه اول بی اهمیت به نظر برسد اما تاثیر آن عمیق تر از چیزی است که تصور می شود. بسیاری از علاقه های شخصی از دل همین جستجوهای بی هدف شکل می گیرند. کسی که امروز عاشق موسیقی جاز است شاید سال ها قبل کاملا اتفاقی به یک آهنگ ناشناس رسیده باشد. الگوریتم های هوش مصنوعی معمولا دنبال سریع ترین و بهینه ترین پاسخ هستند. اما زندگی واقعی همیشه بر اساس بهینه ترین مسیر جلو نمی رود.

گوگل و شرکت های مشابه بیشتر روی حذف اصطکاک تمرکز کرده اند. اما گاهی همین اصطکاک بخشی از لذت تجربه است.
جمینای نیت انسان را حدس می زند اما انسان این شکلی نیست
یکی از بزرگ ترین تفاوت های انسان و هوش مصنوعی غیرقابل پیش بینی بودن است. انسان ها هنگام تصمیم گیری دائما تغییر می کنند. احساس، خاطره، تصویر، محیط و حتی گرسنگی می توانند نظر فرد را عوض کنند.
فرض کنید کاربری وارد اپلیکیشن سفارش غذا می شود تا پیتزا سفارش دهد. اما در مسیر دیدن عکس غذاها، تخفیف ها یا پیشنهادهای جدید باعث می شود ناگهان تصمیمش تغییر کند. شاید در نهایت اصلا غذای دیگری سفارش دهد. این اتفاق بخشی از رفتار طبیعی انسان است.
اما هوش مصنوعی معمولا با فرض قطعی بودن نیت کاربر عمل می کند. یعنی تصور می کند کاربر دقیقا می داند چه می خواهد و فقط نیاز به اجرای سریع دارد.
همین موضوع یکی از ضعف های اصلی ایجنت های هوش مصنوعی است. آن ها در اجرا سریع هستند اما در درک تردید، تغییر نظر یا کشف تدریجی خواسته ها هنوز فاصله زیادی با رفتار واقعی انسان دارند.
از طرف دیگر، استفاده از این سیستم ها همیشه هم راحت تر نیست. بسیاری از کاربران همین حالا هم هنگام کار با جمینای یا چت جی پی تی مجبور می شوند چند بار درخواست خود را اصلاح کنند تا نتیجه مطلوب بگیرند. حالا تصور کنید این فرایند وارد مرحله های پیچیده تر شود. مثلا هوش مصنوعی بخواهد برای سفر برنامه ریزی کند، هتل رزرو کند و همزمان بودجه را مدیریت کند.
در چنین شرایطی گاهی انجام دستی کار سریع تر و کم دردسرتر خواهد بود.
همین جا است که بحث همکاری انسان و هوش مصنوعی مطرح می شود. شاید آینده واقعی نه در کنترل کامل توسط هوش مصنوعی بلکه در همکاری مرحله ای شکل بگیرد. یعنی سیستم مدام سوال بپرسد، گزینه ارائه دهد و تصمیم نهایی را به کاربر واگذار کند.
اما سرعت حرکت صنعت فعلا چیز دیگری نشان می دهد. شرکت ها بیشتر به سمت خودکارسازی کامل علاقه دارند چون از نظر تجاری جذاب تر است.

آیا جمینای آینده اندروید را بی معنی می کند؟
شاید بزرگ ترین سوال همین باشد. اگر هوش مصنوعی بتواند تمام کارها را انجام دهد، آیا اصلا وجود اپلیکیشن ها، رابط کاربری و حتی نمایشگرهای بزرگ ضروری باقی می ماند؟
اندروید طی سال ها بر پایه تعامل مستقیم ساخته شده است. لمس، جابه جایی بین برنامه ها، شخصی سازی، ویجت ها، نوتیفیکیشن ها و کنترل دستی بخش مهمی از هویت این سیستم عامل بودند.
اما مدل ایجنت محور جمینای این ساختار را به چالش می کشد. وقتی کاربر فقط درخواست می دهد و هوش مصنوعی خودش بین اپلیکیشن ها حرکت می کند، رابط کاربری به لایه ای ثانویه تبدیل می شود.
در چنین آینده ای شاید دیگر نیازی به گوشی های بزرگ نباشد. عینک هوشمند، ساعت یا حتی یک هدفون مجهز به هوش مصنوعی می تواند نقش اصلی را بگیرد. نمایشگر فقط برای تایید نهایی استفاده می شود.
اتفاقی که چند سال قبل درباره دستگاه هایی مثل ربیت آر1 مسخره به نظر می رسید، حالا دیگر آنقدر دور از ذهن نیست. شاید آن محصولات فقط زودتر از زمان خود معرفی شدند.
البته این آینده فقط ترسناک نیست. یک سمت ماجرا می تواند فوق العاده باشد. اگر هوش مصنوعی واقعا بتواند کارهای خسته کننده را حذف کند، شاید انسان ها زمان بیشتری برای زندگی واقعی داشته باشند. زمان بیشتر برای خانواده، طبیعت، مطالعه یا حتی استراحت.
اما سمت دیگر ماجرا نگران کننده است. اگر کاربران کم کم از تصمیم گیری، جستجو، تحلیل و کشف فاصله بگیرند، بخشی از مشارکت فعال آن ها در زندگی دیجیتال از بین می رود. و حالا که بخش بزرگی از زندگی انسان داخل همین فضای دیجیتال شکل گرفته، این تغییر می تواند بسیار عمیق تر از یک قابلیت نرم افزاری ساده باشد.
شاید مهم ترین اتفاقی که گوگل با جمینای آغاز کرده، فقط ورود یک دستیار هوشمند تازه نباشد. احتمال دارد این شروع دوره ای باشد که در آن سیستم عامل ها دیگر برای انسان طراحی نشوند، بلکه برای هوش مصنوعی ساخته شوند تا از طرف انسان عمل کنند.