عینک های هوشمند Meta Ray Ban همراه با نوار عصبی Neural Band گام تازه ای در پوشیدنی هاست. ترکیب ناوبری با ژست حرکتی و ترجمه زنده سعی می کند نحوه تعامل کاربر با محیط را عوض کند. با این حال تجربه فعلی هنوز بی نقص نیست و بعضی محدودیت ها اجازه نمی دهد به یک استفاده کاملا روان برسیم. در این متن، طراحی، امکانات و نواقص این ترکیب مرور می شود تا تصویر کاملی از آن چه امروز دریافت می کنید شکل بگیرد.
طراحی و سخت افزار چه می گویند؟
بدنه همان فرم کلاسیک Wayfarer را نگه داشته تا جلوه آشنا با کارکرد مدرن ترکیب شود. دو اندازه برای فریم عینک و سه اندازه برای نوار عصبی در نظر گرفته شده تا روی طیف گسترده ای از کاربران بنشیند. وزن کم و ابعاد جمع و جور باعث می شود استفاده طولانی خسته کننده نباشد و برای استفاده روزمره مناسب بماند. نمایشگر تک لنز روی سمت راست قرار گرفته و همین چینش برای بعضی ها یادآور عینک های سه بعدی سینماست و ممکن است در استفاده طولانی ایجاد خستگی کند. مقاومت در برابر آب برای خود عینک IPX4 است و باران سبک یا عرق مشکل ساز نیست. نوار عصبی به IPX7 می رسد و در برابر پاشش آب مقاوم تر است، اما هیچ کدام برای غوطه وری کامل طراحی نشده اند. در مجموع ظاهر مینیمال و کارکردی است، اما تک لنز بودن نمایشگر پرسش هایی درباره راحتی استفاده تمام روز به وجود می آورد.
کیفیت صدا نقطه قوت دیگری است. پخش موسیقی، پادکست یا پیام صوتی شفاف انجام می شود و در محیط های شلوغ به کار می آید. کنترل روشنایی هم دستتان را برای استفاده در نورهای مختلف باز می گذارد و سطح روشنایی بالا دید در فضای باز را ساده می کند. این دو نکته تجربه کلی را بهتر می کنند، هرچند به تنهایی برای پوشاندن ضعف های دیگر کافی نیستند. دوربین جلو برای عکس و ویدیو تعبیه شده اما عملکرد آن معمولی است. ضبط ویدیو تا 60 ثانیه محدود شده و این در حالی است که در مدل های بعدی وعده ضبط 3 دقیقه ای با وضوح 3K مطرح شده است. امکان زوم با ژست حرکتی اضافه شده و یک چراغ LED هنگام فعال بودن دوربین برای حفظ حریم خصوصی روشن می شود. همین حالا هم پایه های لازم هست، اما محدودیت زمان و کیفیت ویدیو نشان می دهد برای رضایت کاربران حرفه ای باید بهبودهای سخت افزاری و نرم افزاری بیشتری انجام شود.
راه اندازی ساده است. عینک با برنامه Meta جفت می شود و نوار عصبی هم می تواند کنار ساعت های هوشمند کار کند، اگرچه برای جلوگیری از تداخل ممکن است نیاز به تنظیمات کوچک باشد. عینک بدون نوار عصبی هم کار می کند تا اگر دنبال چینش ساده تری هستید، مجبور به استفاده از هر دو نباشید. با این حال نبود نمایشگر دوگانه و سازگاری محدود با برخی برنامه های محبوب، انعطاف پذیری را پایین می آورد و این تصور را ایجاد می کند که بعضی تصمیم های صرفه جویی در هزینه در طراحی نهایی تاثیر گذاشته است.
قابلیت ها و کارکرد در عمل چگونه اند؟
نوار عصبی مرکز جذابیت این محصول است. ناوبری با ژست های حرکتی اجازه می دهد با چند حرکت ساده مثل سوایپ کردن، انتخاب کردن یا تغییر حجم صدا کارها را پیش ببرید. این تعامل بدون دست، حس آینده نگرانه ای دارد و نشان می دهد پوشیدنی ها به کدام سمت می روند. عینک کارهای پایه مثل دیدن پیام ها، عکس ها و ویدیوها را انجام می دهد، اما ادغام برنامه ها هنوز محدود است. با Facebook Messenger و واتس اپ روان کار می کند، ولی از آی مسیج و مرور اینستاگرام پشتیبانی نمی کند و همین دامنه کاربری را کوچک می کند. فرمان های صوتی هم حضور دارند تا پیام بفرستید یا در شبکه های اجتماعی به روزرسانی منتشر کنید. زیرنویس زنده و ترجمه در لحظه ارزش عملی دارند مخصوصا در محیط های چندزبانه، اما دامنه زبان ها فعلا به 5 زبان محدود شده است و همین جذابیت جهانی را کاهش می دهد. ایده ها روشن و آینده دار هستند، اما محدوده عملکرد فعلی باعث می شود تاثیرگذاری واقعی کمتر از انتظار باشد.
هر دو ویژگی زیرنویس زنده و ترجمه زنده در سناریوهای روزمره کمک کننده اند. دیدن ویدیو و دریافت متن همزمان بدون وابستگی به برنامه میزبان، یا مکالمه چندزبانه با ترجمه در لحظه، در عمل مفید است. با این حال وقتی پای تماس تصویری یا تایپ متنی با ژست ها به میان می آید، جای خالی قابلیت ها حس می شود. نبود تماس ویدیویی یا ورودی متن مبتنی بر ژست، کارایی را محدود می کند و مجبور می شوید برای بخشی از کارها به گوشی برگردید. همین تکه تکه شدن تجربه، مانع شکل گیری یک چرخه استفاده کامل و بی وقفه می شود.
دوربین محدودیت ها و مسیر پیش رو
دوربین مانند یک ابزار همراه برای ثبت لحظه ها طراحی شده اما محدودیت زمان ضبط و کیفیت تصویر آن را به گزینه ای صرفا برای ثبت کوتاه مدت تبدیل می کند. چراغ وضعیت برای حریم خصوصی تصمیم درستی است و زوم با ژست حرکتی استفاده را لذت بخش تر می کند، اما وقتی توقع ضبط طولانی تر یا جزئیات بیشتر دارید، سخت افزار فعلی کم می آورد. نبود نمایشگر دوگانه و نمایشگر تک لنز می تواند برای برخی کاربران ناراحت کننده باشد. نبود ادغام با پلتفرم های پر استفاده مثل آی مسیج یا مرور اینستاگرام هم دامنه استفاده را باریک نگه می دارد. از سوی دیگر خود عینک مستقل از نوار عصبی قابل استفاده است و این انعطاف ارزشمند است، ولی بهترین تجربه زمانی شکل می گیرد که هر دو را با هم داشته باشید. همین وابستگی دوگانه، مخاطب را بین سادگی و کامل بودن معلق می گذارد.
در تصویر آینده، این محصول نمایی امیدوارکننده اما ناقص نشان می دهد. اگر نسل بعدی نمایشگر دوگانه را اضافه کند، دامنه سازگاری برنامه ها را توسعه دهد و توانایی های رسانه ای را ارتقا بدهد، می تواند به گزینه جدی بازار تبدیل شود. نوار عصبی می تواند با ژست های دقیق تر و ورودی متنی هوشمند، فاصله بین ایده و کاربری واقعی را کمتر کند. ترجمه زنده اگر از 5 زبان فراتر برود، ارزش جهانی بیشتری پیدا می کند. تا آن زمان، این عینک و نوار عصبی بیش از هر چیز یک پیش نمایش جالب از پوشیدنی های فرداست. برای کسانی که دوست دارند از همین امروز با ناوبری ژستی، زیرنویس زنده، ترجمه همزمان و اعلان های روی صورت تجربه جدیدی بسازند، این محصول جذاب است. برای بقیه که یک بسته کامل و بی نقص می خواهند، بهتر است منتظر نسل بعدی بمانند که احتمالا با نمایشگر دوگانه، سازگاری وسیع تر با برنامه ها و دوربین توانمندتر، شکاف میان پتانسیل و کارکرد امروز را کم می کند.
