فهرست عنوانها
فقط و فقط یک دلیل برای خرید لپ تاپ ایسوس ذن بوک Duo وجود دارد. اگر نگاهی به تصویر آن انداخته باشید، متوجه خواهید شد: این لپ تاپ دو صفحه نمایش دارد.
این لپ تاپ از یک صفحه نمایش 14 اینچی با وضوح 1080p بهره می برد. اما یک صفحه نمایش دیگر هم وجود دارد. این صفحه 12.6 اینچی از یک پنل IPS بهره می برد که در بالای کیبورد تعبیه شده است. هر دو صفحه نمایش از نوع لمسی هستند و هر دو از قلم فعال ایسوس پشتیبانی می کنند. توصیف ساختار آن کمی دشوار است. شاید اگر از نزدیک آن را ببینید، راحت تر بتوانید ساختار عجیب آن را درک کنید.
آنچه دوست داشتیم
- صفحه نمایش دوم کاربردی
- بیش از 10 ساعت عمر باتری
- پشتیبانی از قلم
آنچه دوست نداشتیم
- لولای تیز
- تاچ پد بد قواره
- عدم پشتیبانی از Thunderbolt 3
- کارت گرافیک ضعیف
ایسوس ذن بوک Duo با برچسب قیمت 1500 دلاری، تقریباً تنها گزینه در این رده برای کسانی است که به دنبال بیشتر از یک صفحه نمایش هستند. ایسوس ذن بوک پرو Duo که سال گذشته عرضه شده بود، قیمت معادل 2500 دلار داشت. البته لپ تاپ لنوو ThinkPad X1 Fold نیز تا انتهای سال 2020 عرضه خواهد شد که آن هم دو صفحه نمایش دارد.
حتماً پیش از خرید ذن بوک Duo، با خود بنشینید و فکر کنید. آیا واقعا به صفحه نمایش دوم نیاز دارید؟ چون امکاناتی که با خرید این لپ تاپ قرار است از دست بدهید، کم نیست.
بر خلاف تاچ بار در مک بوک پرو یا ذن بوک های قبلی، صفحه نمایش دوم در لپ تاپ ایسوس ذن بوک Duo قابلیت های لمسی فراوانی دارد و عملکرد خوبی را از خود نشان می دهد.
در هنگام کار با لپ تاپ، من برنامه هایی مانند توییتر یا اسپاتیفای را در صفحه پایینی نگه می داشتم که مزاحم کار اصلی من با لپ تاپ نشوند. گاهی هم پیام ها و اطلاعات را در آن قسمت نگهداری می کردم. شما می توانید هنگام فیلم دیدن به دوستان خود پیام دهید. یا می توانید همزمان در صفحه اصلی بازی کنید در حالی که در صفحه دوم، یک ویدیو در یوتیوب پخش می شود. بعد از مدتی کار با لپ تاپ، به خوبی خودتان خواهید فهمید، این صفحه دوم چه استفاده هایی برای شما دارد.
فراموش نکنید که صفحه دوم بسیار بسیار کوچک و باریک است و فقط برای دیدن ویدیو های کوتاه یا فرستادن پیام مناسب است. برای خواندن طولانی مدت و کار واقعی، زیادی کوچک است.
در منوی لانچر ایسوس، که با فشار دادن بخش سمت چپ صفحه دوم فعال می شود، قابلیت های جالبی وجود دارد که به خوبی از صفحه نمایش دوم استفاده می کند (همچنین در این بخش می توانید روشنایی صفحه دوم را تنظیم کنید و کیبورد را قفل کنید). در این بخش چندین برنامه وجود دارد. از جمله کلید سریع (Quick Key) که می توانید به دستوراتی مانند کپی و پیست دسترسی داشته باشید. کلید اعداد (Number Key) که به شما امکان می دهد از یک صفحه کلید اعداد مجازی استفاده کنید. دست نوشته (Handwriting) که به شما امکان می دهد با استفاده از قلم ایسوس، هر چه خواستید با دقت بالا بنویسید.
می توانید گروهی از وظایف را ایجاد کنید (task groups) و تا پنج برنامه یا تب را در آن قرار دهید (دو تا در صفحه اصلی و 3 تا در صفحه دوم). بعداً می توانید با یک کلیک آن ها را باز کنید.
انتقال یک برنامه از صفحه اصلی به صفحه دوم، به ساده ترین شکل ممکن انجام می شود. اما کارهای جالبی هم می توان انجام داد. زمانی که روی یک پنجره کلید می کنید و آن را حرکت می دهید، گزینه ای برای فرستادن آن به صفحه دیگر پدیدار می شود یا در هر دو صفحه دیده می شود. یک دکمه در بالای تاچ پد نیز وجود دارد که محتوای صفحات را با هم عوض می کند.
به نظرم، کاربردی ترین قابلیتی که در این زمینه وجود داشت، گروه بندی وظایف بود. من یک تب را برای “کار” ایجاد کردم و یک تب برای “تفریح”. مهمترین نکته ای که در مورد ذن بوک Duo وجود دارد این است که ایسوس کارش را درست انجام داده. صفحه دوم فقط جنبه تبلیغاتی ندارد و واقعاً کاربردی است.
اما با همه این تفاسیر، مشکلاتی هم در مورد ذن بوک Duo به چشم می خورد.
قرار دادن صفحه دوم در کنار کیبورد، بهترین ایده ممکن نبود. شما باید سرتان را به طور کامل خم کنید تا بتوانید بر این صفحه نمابش کوچک اشراف داشته باشید. بعد از یک روز کار کردن با ذن بوک Duo، حسابی گردن درد گرفته بودم.
علاوه بر این، این نوع طراحی مشکلاتی را هم برای کاربر ایجاد می کند. من تاکنون نمی دانستم محل استراحت مچ دست در زیر کیبورد، چه موهبت بزرگی است. تا این که با این لپ تاپ کار کردم. حتما یک دایناسور تیرکس (T. rex) را دیده اید که چگونه دستانش در شکمش فرو رفته. هنگام کار کردن با این لپ تاپ، من دقیقاً همین شکلی شده بودم!
مشکل دیگر لولای تیز آن است که باعث می شود لپ تاپ را فقط بر روی زمین یا میز قرار دهید. زمانی که بر روی مبل از آن استفاده می کردم، به حدی اذیت شدم که ذن بوک Duo را در بین زانو های خود نگه داشتم. پس بهتر است از میز استفاده کنید، نه پاهای خود.
مسئله بعدی، تاچ پد است که به لطف صفحه نمایش دوم، خیلی مظلوم و جمع و جور، به گوشه ای رانده شده و در یک کلام، بی استفاده است. در واقع به حدی کوچک است (2.1 در 2.7 اینچ) که به سختی می توانید حرکتی روی آن انجام دهید (اگر چپ دست هستید، باید بگوییم برایتان آرزوی موفقیت می کنیم).
اگر ذن بوک Duo را خریداری کردید، اولین وسیله جانبی که برای آن می خرید باید یک موس باشد. من به جای کار کردن با تاچ پد، ترجیح دادم از قلم برای اسکرول کردن استفاده کنم، که انصافاً راضی کننده بود. به شخصه از تصمیم ایسوس برای استفاده از تاچ پد، بر روی این لپ تاپ تعجب می کند. اصلاً چه نیازی به وجود چنین تاچ پد بدقلق و بی صرفی بود.
در مورد امکانات دیگر که در همه لپ تاپ ها وجود دارد، ذن بوک Duo امکانات خوبی را فراهم می کند، اما انتظار نداشته باشید شما را شگفت زده کند. باز هم تکرار می کنم. خرید این لپ تاپ فقط به دلیل صفحه نمایش دوم آن می تواند باشد.
ذن بوک Duo تنها با یک کانفیگ و یک قیمت (1500 دلار) عرضه می شود. ذن بوک Duo به پردازنده اینتل Core i7-10510U، 16 گیگابایت رم و کارت گرافیک Nvidia GeForce MX250 مجهز است. این لپ تاپ برای کارهای روزانه من، مانند باز کردن چند تب در مرورگر کروم، اسپاتیفای، یوتیوب و چند برنامه دیگر، عملکرد خوبی را از خود نشان داد. پردازنده میان رده کامت لیک، بهترین انتخاب برای تبدیل فایل های ویدیویی یا کارهای سنگین دیگر نیست. بهتر است برای این گونه کار ها، به لپ تاپ ایسوس ذن بوک پرو Duo با پردازنده هشت هسته ای Core i9-9980HK و کارت گرافیک قوی تر، نگاهی داشته باشید.
عمر باتری ذن بوک Duo، با وجود دو نمایشگر، کاملاً رضایت بخش بود. این لپ تاپ توانست با روشنایی متوسط نمایشگر، در بیش از 10 ساعت وبگردی، مرا همراهی کند. دمای دستگاه هم نسبتاً مناسب بود و زیاد داغ نشد. فقط کمی در عملیات سنگین مانند بازی، صدای فن بالا می رفت. برای کاهش صدای فن می توانید پروفایل بی صدا را در مرکز کنترل ایسوس انتخاب کنید.
پورت های ذن بوک Duo نیز نمره قبولی را می گیرند: یک پورت USB 3.1 Type-A، یک اسلات میکرو اس دی و ورودی هدفون در سمت راست به همراه پورت HDMI، یک پورت USB 3.1 Type-A دیگر و یک پورت USB-C. خیری از پورت Thunderbolt 3 نیست، که واقعاً ناامید کننده بود.
در نهایت، ذن بوک Duo فرسنگ ها از یک دستگاه گیمینگ فاصله دارد. در مورد کارت گرافیک، MX250 یکی از ضعیف ترین گرافیک های فعلی بر روی لپ تاپ هاست. حتی گرافیک های آنبورد (مجتمع) مانند آیریس پلاس اینتل یا گرافیک های وگا بر روی پردازنده های رایزن AMD، عملکردی مشابه یا گاهی بهتر از این کارت گرافیک مجزا ارائه می دهند. پس خرید یک لپ تاپ با کارت گرافیک مجزای ضعیف، چه توجیهی می تواند داشته باشد؟
در تست هایی که بر روی دستگاه انجام داد، همه چیز مشخص شد. ذن بوک Duo توانست بازی Civilization VI را در بالاترین تنظیمات گرافیکی فقط با 26 فریم در ثانیه اجرا کند. این تعداد فریم نسبت به گرافیک های مجتمع اندکی بهتر است، اما رقم افتخار آمیزی هم نیست. به نظرم MX250 کمی در بین راه گیر کرده است، مشخص نیست که یک کارت گرافیک است یا یک گرافیک مجتمع. اگر کارت گرافیک می خواهید، نیازی به MX250 ندارید، اگر هم کارت گرافیک نمی خواهید، این نتایج به هیچ عنوان راضی کننده نیست.
صفحه نمایش دوم به هیچ عنوان برای بازی کاربردی ندارد. به خصوص اگر بخواهید هنگام بازی با صفحه اصلی، برنامه دیگری مانند یوتیوب را در صفحه دوم باز کنید. اگر هنگام بازی روی صفحه دوم ضربه بزنید، از بازی خارج می شود و فایل ویدیویی شما در یوتیوب هم متوقف می شود. پس هنگام بازی، فکر استفاده از صفحه نمایش دوم را از سر بیرون کنید.
اگر به فکر بازی با دو صفحه نمایش هستید، باید صبر کنید تا Asus ROG Zephyrus Duo 15 در انتهای سال جاری از راه برسد. این لپ تاپ به کارت گرافیک قدرتمند RTX 2080 Super مجهز خواهد بود. ایسوس می گوید در حال همکاری با توسعه دهندگان بازی است تا به بهترین نحو از دو صفحه نمایش این دستگاه استفاده شود.
اگر حقیقتش را در مورد ذن بوک Duo بخواهید، من به شخصه حاضر نیستم این لپ تاپ را بخرم. تاچ پد کوچک، لولای تیز و عدم تعبیه مکانی برای استراحت دست در حین تایپ کردن، کمی استفاده از ذن بوک Duo را سخت می کند. علاوه بر این، کارت گرافیک MX250 که قدرتی مشابه گرافیک های مجتمع را اراده می دهد، بدترین قسمت ماجراست.
اما اگر دستگاهی را می خواهید که دو صفحه نمایش داشته باشد، ذن بوک Duo همان است که به دنبالش بودید. صفحه نمایش دوم حقیقتاً کاربردی است و کارهای جالبی می توان با آن انجام داد. اما به نظرم این نوع طراحی به درد یک دستگاه بزرگ و قدرتمند مانند ذن بوک پرو Duo می خورد که همیشه روی میز باشد و چندین دستگاه مختلف به آن وصل شده باشد. به نظرم برای یک دستگاه قابل حمل، ایسوس می توانست طراحی بهتری را در نظر بگیرد.