ورود به بازار هدفونهای روگوشی با برچسب قیمتی 399 دلار چالش بزرگی است، زیرا خریداران در این رده قیمتی انتظار دارند تعادلی بینقص میان کیفیت خروجی صدا، راحتی قرارگیری روی سر و دوام متریال دریافت کنند. هدفون ناتینگ پرو در تاریخ 8 مهر وارد بازار شد تا با قیمتگذاری میان هدفون 450 دلاری سونی WH-1000XM6 و ایرپادز مکس 549 دلاری اپل، سهمی از این بخش پررقابت به دست آورد. سازنده این مدل تلاش کرده با افزایش 100 دلاری قیمت نسبت به نسخه پایه، ترکیبی از متریال مرغوب، دکمههای مکانیکی و ظاهری متمایز را عرضه کند. پرسش اصلی برای علاقهمندان به ابزارهای صوتی این است که آیا کیفیت صدای خروجی و راحتی استفاده روزمره میتواند پرداخت چنین رقمی را توجیه کند یا نقاط ضعف طراحی مانع از برتری آن میشود.
تجهیز این دستگاه به بلوتوث 6.1، فناوری اشتراکگذاری صدای اوراکست و پشتیبانی از کدکهای LDAC، AAC و SBC روی کاغذ توانمندیهای بالایی به نمایش میگذارد. با این حال، کاربران آیفون باید در نظر داشته باشند که دستگاههای اپل به صورت پیشفرض از کدک با وضوح بالای LDAC پشتیبانی نمیکنند و به کدک فشردهتر AAC محدود هستند. به همین دلیل، دستیابی به بالاترین نرخ انتقال بیسیم تنها برای کاربران دستگاههای اندرویدی سازگار میسر خواهد بود. علاوه بر اتصال بلوتوثی، امکان اتصال سیمی از طریق درگاه USB-C و جک 3.5 میلیمتری نیز برای پخش فایلهای بدون افت کیفیت فراهم شده است تا کاربر در شرایط ثابت به نهایت وضوح صوتی دسترسی پیدا کند.
مهندسی بدنه و ارگونومی هدفون ناتینگ پرو در مقایسه با رقبا
کیفیت ساخت و متریال به کار رفته در کاپها قطعا یکی از بخشهای رضایتبخش دستگاه است. کاپها از یک قطعه آلومینیوم یکپارچه تراشیده شدهاند و در هر سمت، پنجرهای با پوشش شیشهای پاندا گلس با سختی 9H به کار رفته است که قطعات سیستم صوتی را نمایان میکند و در برابر خراشهای سطحی مقاومت مناسبی دارد. بازوهای هدبند از آلیاژ تیتانیوم ساخته شدهاند که طبق اظهارات سازنده وزن این بخش را نسبت به نسخه قبلی 45 درصد کمتر کرده است، هرچند وزن مجزای این قطعه فلزی اعلام نشده است. دستگاه موفق به دریافت استاندارد IP52 شده است که مقاومت محدودی در برابر نفوذ گردوغبار سبک و قطرات عمودی آب دارد. این گواهی به هیچ وجه نباید با مقاومت در برابر پاشش شدید باران یا رطوبت بالای ناشی از تمرینات سنگین ورزشی اشتباه گرفته شود.
وزن خالص هدفون روی سر 327 گرم است. این میزان وزن، هدفون را حدود 58 گرم سبکتر از ایرپادز مکس 385 گرمی اپل نگه میدارد، اما همچنان سنگینتر از بدنه 254 گرمی سونی WH-1000XM6 ارزیابی میشود. بالشتکهای گوشی با ساختار دولایه تولید شدهاند و پهنای هدبند 10 درصد و ضخامت فوم آن 12 درصد بیشتر از نسل پیشین شده است. مهندسی توزیع وزن به گونهای است که فشار عمودی روی فرق سر به طور یکنواخت پخش میشود و در جلسات کاری طولانی یا پروازهای 4 ساعته درد موضعی ایجاد نمیکند. برای کاربران دارای عینک با دسته نازک نیز راحتی مناسبی برقرار است، اما فریمهای ضخیم کائوچویی ممکن است آببندی دور گوش را کاهش داده و ایزولاسیون غیرفعال صدا را مختل کنند.
استفاده از کنترلهای کاملا فیزیکی و مکانیکی تصمیمی هوشمندانه در طراحی این محصول است. در وضعیتی که اکثر برندها به صفحات لمسی خازنی روی آوردهاند که در هوای سرد یا با انگشت مرطوب با خطا مواجه میشوند، در اینجا یک غلطک فلزی چرخان وظیفه تغییر ولوم را بر عهده دارد و با فشردن آن میتوان پخش موسیقی را متوقف کرد. یک پدال مکانیکی برای تغییر ترک، کلید اختصاصی دستیار صوتی، سوییچ سختافزاری تغییر پروفایل صدا و مهمتر از همه، دکمه مستقل روشن و خاموش روی بدنه تعبیه شده است. وجود دکمه خاموش و روشن فیزیکی، نقصی را برطرف میکند که خریداران ایرپادز مکس اپل به دلیل ساختار بدون کلید آن همواره از تخلیه ناخواسته باتری گلایه دارند.
با وجود کیفیت ساخت کاپها، کیف حمل دستگاه یکی از بزرگترین نقاط ضعف این محصول به شمار میآید. سازنده همان الگوی ناکارآمد اسمارت کیس اپل را تکرار کرده و قسمت بالایی هدبند را بدون پوشش محافظ رها کرده است. این نقص طراحی باعث میشود که هدبند در کیفهای شلوغ یا کولهپشتی در تماس مستقیم با اجسام تیز و کلیدها قرار گیرد و دچار خط و خش شود. علاوه بر این، بدنه پلاستیکی کیس حس کالایی ارزانقیمت را القا میکند. عجیبترین مشخصه این بخش، وزن 383.5 گرمی کیف حمل است که از خود هدفون 327 گرمی سنگینتر است. حمل همزمان هدفون و کیف، وزنی معادل 710 گرم به کوله کاربر اضافه میکند که برای جابهجایی روزمره رقمی بسیار بالا محسوب میشود.
عملکرد صوتی و چالشهای تفکیک فرکانس در درایور سهگانه
ناتینگ در بخش تولید صدا از ترکیب سه درایور مجزا در هر کاپ استفاده کرده است. یک درایور داینامیک 40 میلیمتری وظیفه تولید بیس را به عهده دارد، یک درایور 13 در 8 میلیمتری فرکانسهای میانی را پوشش میدهد و یک درایور حالت جامد سیلیکونی xMEMS برای فرکانسهای تریبل تعبیه شده است. برای درک بهتر تفاوتهای مهندسی این ساختارها میتوانید به مقاله درایو هدفون مراجعه کنید تا با کارکرد درایورهای گوناگون بیشتر آشنا شوید. روی کاغذ، فناوری حالت جامد xMEMS به دلیل سرعت پاسخ دیافراگم سیلیکونی، شفافیت بالایی به صدا میبخشد. با این حال، هماهنگسازی فاز و یکپارچهسازی سیگنال میان یک قطعه حالت جامد و درایورهای داینامیک سنتی پیچیدگی فنی فراوانی ایجاد میکند که اثر آن روی خروجی نهایی مشهود است.

منحنی پاسخ فرکانسی پیشفرض دستگاه دارای الگوی تند V شکل است. در بازه فرکانسی 60 تا 120 هرتز با بیسی کوبنده و پرانرژی روبرو هستیم، اما افت فرکانس در محدوده 200 تا 500 هرتز باعث میشود که بدنه اصلی سازهای بم و طنین صدای خوانندگان مرد توخالی به نظر برسد. چالش اصلی در محدوده 4 تا 10 کیلوهرتز ظاهر میشود، جایی که افزایش شدید فرکانسهای بالا باعث ایجاد صدایی به شدت تیز و تهاجمی میشود. در سبکهای شلوغ مانند راک یا قطعات ارکسترال، صدای سنجها و حروف صامت کلمات با نوعی سوت ممتد همراه است که در جلسات شنیداری مداوم باعث خستگی گوش شنونده خواهد شد.
سوئیچ فیزیکی روی بدنه امکان جابهجایی به پروفایل صوتی تخت را فراهم میکند که با همکاری استودیو متروپلیس لندن تنظیم شده است. این پروفایل تلاش میکند تا پاسخ صوتی را به استانداردهای مانیتورینگ استودیویی نزدیک سازد. در این وضعیت، تیزی بیش از حد فرکانسهای بالای 4 کیلوهرتز تا حدی مهار میشود، اما فرورفتگی بخش میانی در بازه 200 تا 500 هرتز همچنان پابرجا میماند. به همین جهت صدا کمی متعادلتر به گوش میرسد، اما همچنان بافت گرم و پایداری که از یک هدفون 400 دلاری انتظار میرود شکل نمیگیرد. اپلیکیشن اختصاصی با ارائه اکولایزر دستی تا حدودی این نقص را ملایم میکند، اما ساختار آکوستیک پایه را دگرگون نمیسازد.
سیستم حذف نویز فعال با اتکا به آرایه 10 میکروفونه و دیواره عایق سیلیکونی 8 میلیمتری، در شرایط آزمایشگاهی کاهش 46 دسیبلی نویز را ثبت کرده است. در واقعیت، این سیستم صدای یکنواخت کابین قطار و سیستمهای تهویه را به خوبی مهار میکند، اما در برابر صدای گفتوگوی افراد در فضاهای بسته یا همهمههای ناگهانی خیابان توان رقابت کامل با عملکرد سونی یا اپل را ندارد. نکته مثبت این بخش، عدم ایجاد فشار آزاردهنده در گوش هنگام فعالسازی حذف نویز است. از نظر شارژدهی، باتری دستگاه عملکرد قابل اعتمادی دارد. پخش مداوم روی کدک AAC با فعال بودن سیستم حذف نویز به 30 ساعت میرسد و بدون آن به 68 ساعت افزایش مییابد. در صورت استفاده از کدک پرمصرف LDAC با حذف نویز فعال، شارژدهی حدود 28 ساعت خواهد بود. همچنین با 5 دقیقه شارژ سریع میتوان به 4 ساعت کاربری دست یافت.
جایگاه هدفون ناتینگ پرو در رقابت با سونی و اپل
قرار گرفتن در پله قیمتی 399 دلار، این هدفون را مستقیما روبروی سونی WH-1000XM6 با قیمت 450 دلار، بوز کوئیاتکامفورت اولترا با قیمت 449 دلار و اپل ایرپادز مکس با قیمت 549 دلار قرار میدهد. سونی با بدنهای سبکتر و صدایی متعادلتر، در استفاده طولانیمدت گزینه استانداردتری برای موسیقی روزمره به حساب میآید. بوز در مهار سر و صدای محیط رتبه نخست بازار را حفظ کرده و ایرپادز مکس اپل علیرغم وزن بیشتر، بیسی با عمق طبیعیتر و هماهنگی کامل با اکوسیستم اختصاصی خود ارائه میدهد. از سوی دیگر، نسخه معمولی همین هدفون با قیمت 299 دلار بخش بزرگی از همین ویژگیهای ظاهری را دارد و اختلاف 100 دلاری نسخه پرو را با تردید روبرو میکند.
در تحلیل ارزش پرداختی، باید تفاوت میان متریال مرغوب و کارایی صوتی را تفکیک کرد. بدنه آلومینیومی و تیتانیومی حس یک محصول ردهبالا را به کاربر منتقل میکند، اما تیونینگ تند فرکانسهای بالا برای بسیاری از علاقهمندان موسیقی خستهکننده خواهد بود. از جنبه نگهداری بلندمدت، طراحی باز کیف حمل آسیبپذیری هدبند را در برابر خراشیدگی بالا میبرد. علاوه بر این، ساختار چسباندهشده شیشههای پاندا گلس و بدنه فلزی یکپارچه، تعمیرپذیری دستگاه و تعویض سلولهای باتری را در مراکز متفرقه بسیار دشوار میسازد و هزینه استهلاک آن پس از دو سال استفاده میتواند برای کاربر چالشبرانگیز باشد.
این دستگاه برای کاربرانی مناسب است که به طراحی صنعتی مدرن، کلیدهای مکانیکی کارآمد و بدنه آلومینیومی اهمیت میدهند و بیشتر شنونده سبکهای الکترونیک یا رپ با بیس کوبنده هستند. اما اگر به تفکیک طبیعی صدا، راحتی حمل در سفر و تعادل فرکانسی برای سبکهای آکوستیک و کلاسیک نیاز دارید، گزینههای دیگر در این بازه منطقیتر خواهند بود. روند توسعه بازار نشان میدهد که ظاهر خاص هرگز جایگزین مهندسی آکوستیک دقیق نخواهد شد و باید دید آیا در محصولات آینده، هارمونی امواج صوتی اولویت بالاتری نسبت به نمایش قطعات داخلی پیدا خواهد کرد یا خیر.