یکشنبه , ۲۵ آذر ۱۳۹۷
روکیدا
استارتاپ بیوگرافی و مصاحبه زندگی مدیریت کسب و کار مدیریت، بازاریابی و موفقیت در کسب و کار کسب و کار اینترنتی

کارآفرین های بزرگ جهان از تجربه‌ها می‌گویند: ۸ اشتباه معمول و فاجعه بار کارآفرین ها

کارآفرین های بزرگ جهان از تجربه‌ها می‌گویند: 8 اشتباه معمول و فاجعه بار کارآفرین ها
زمان مورد نیاز برای خواندن این نوشته: ۱۷ دقیقه.

چرا کارآفرین‌ها با شکست مواجه می‌شوند؟

دارن هاردی (Daren Hardy) کارآفرین و مولف مجله موفقیت (SUCCESS) به تحقیق و کاوش پرداخت تا جواب این سوال را پیدا کند. یافته‌های این کارآفرین تکان دهنده بود. تمامی دلایل (سرمایه، محل، اعتبار، مدیریت موجودی و رقابت) که در گزارش‌های پیشین برای شکست کارآفرین‌ها مطرح شده بود اشتباه از آب درآمدند. این شکست‌ها در نتیجه عوامل بیرونی کارآفرین‌ها روی نداده بلکه دلیل آن کاملا درونی بوده است. اقتصادی هم نبوده – موضوع احساسات است. در واقع احساسات تند و ترسناک و غیرمنتظره‌ای که کارآفرین‌ها تجربه می‌کنند، بزرگترین عاملی است که موجب شکست و ترک کسب و کار می‌شود.

اما اوضاع می‌تواند به این منوال نباشد. ۸ اشتباه فجیع هستند که اکثر کارآفرینان مرتکب آنها می‌شوند و بهای این اشتباهات علاوه بر کسب و کار، از دست دادن اعتقادی است که آنها به توانایی خود در اجرایی کردن رویاهای بلند مدت خود دارند. حقیقت این است که کارآفرین‌ها توانمند هستند و رویاهایشان نیز قابل تحقق است. آنها تنها یک یا دو مورد از این اشتباهات فاجعه بار را مرتکب شدند.

دارن برای درس گرفتن از این اشتباهات، هموار ساختن راه موفقیت برای کارآفرینان و اجتناب از عواقب این اشتباهات یک راهنما برای شما تدارک دیده است!

تجربه بزرگترین کارآفرینان جهان: 8 اشتباه معمول و فاجعه بار کارآفرینان

درباره دارن هاردی

دارن هم مانند هزاران فرد دیگر یک کارآفرین است. او کارش را با ترس، استرس و بدون هیچ سرنخی از اینکه چه کند یا انتظار چه چیزی را باید داشته باشد شروع کرد. او هیچ تجربه‌ای نداشت و هیچ راهنمایی و آموزشی هم ندیده بود. در اکثر امور اشتباه می‌کرد، به این ترتیب متوجه شد چگونه کارش را درست انجام دهد. زندگی او مجموعه‌ای از آزمون، خطا، شکست و موفقیت بوده است.

یکی از آثار دارن کتابی با نام “حرکت در امتداد ساحل کارآفرینی: چرا اکنون زمان آن رسیده که بر مرکبی سوار شوید که بسیاری از ناراحتی‌های غیرضروری را از شما دور کرده و دستیابی به موفقیت را برای شما تسریع می‌کند” است – به این ترتیب شما خواهید توانست در همان نوبت اول کارها را به شکل درست انجام دهید و مرتکب اشتباه و دوباره کاری نشوید! دارن در اولین کسب و کار واقعی خود در سن نوزده سالگی درآمدی شش رقمی داشته است. پنج سال بعد او به یک کارآفرین میلیونر خودساخته تبدیل شد و در سن بیست و هفت سالگی کسب و کاری داشت که درآمد آن بیش از پنجاه  میلیون دلار بود.

در دو دهه گذشته، دارن مدیر کسب و کاری در زمینه صنعت تحقق موفقیت و دستیابی انسان بوده است. او به عنوان ناشر، نیروی رویایی مجله موفقیت است و این امر موجب شده تا به مصاحبه، مطالعه و یافتن دیدگاه‌های موفق‌ترین افراد دسترسی پیدا کند. این موضوع به دارن اجازه می‌دهد از رموز بی‌نظیر موفقیت پرده برداشته و به منظور تقویت کارآفرینان سراسر جهان این رموز را با آنها به اشتراک بگذارد. دارن همچنین به بسیاری از مدیران اجرایی دارای عملکرد بالا درس می‌دهد، به شرکت‌های بزرگ مشاوره می‌دهد و در جمع چندین کمپین‌ و سازمان‌ غیرانتفاعی حضور دارد. نیویورک تایمز او را به عنوان پرفروش‌ترین نویسنده، کارآفرین فعال در رسانه‌های اجتماعی و یک سخنران اصلی و بسیار کمیاب معرفی کرد.

او کتاب “حرکت در امتداد ساحل کارآفرینی” را نوشت تا شما را برای پای گذاشتن در مسیر خشن کارآفرینی آماده کرده و آموزش دهد. این کتاب درباره ترس‌ها، تردیدها و شرایط تهدید کننده اعتماد به‌نفس، رشد و پرورش شما  که در آینده با آن مواجه می‌شوید هشدار می‌دهد، به شما درباره وجود موارد غیر مترقبه، دزدان رویا و رنج رد شدن و شکست خوردن آگاهی می‌دهد و زمانی که در حال ارتقا دادن مهارت استقلال، خودانگیختگی و مسئولیت پذیری خود هستید شما را راهنمایی می‌کند تا از دشواری‌هایی که باعث شکست درصد عظیمی از کارآفرینان کسب و کارهای نوپا شده، به سلامت عبور کنید.

تجربه بزرگترین کارآفرینان جهان: 8 اشتباه معمول و فاجعه بار کارآفرینان

مقدمه

شما برای شروع یک کسب و کار صاحب یک ایده هستید. شما برای صحبت در این مورد با دوستان وخانواده خود بسیاااااااااارر هیجان زده هستید (اشتباه). این اطمینان را دارید که این محصول مشکل بزرگی را در بازار حل می‌کند (اشتباه).

شما افرادی را گرد هم آورده و شروع به برنامه ریزی برای کسب و کارتان می‌کنید (اشتباه).

برخی از اعضای خانواده خود را استخدام می‌کنید تا با شما کار کنند (اشتباه).

می‌دانید حالا آماده‌اید و می‌توانید کارتان را شروع کنید (اشتباه) و مشتاق این هستید که هر کاری را انجام دهید تا این ایده را عملی کنید (اشتباه).

همه موارد بالا خیلی خوب به نظر می‌رسند، اما این بزرگترین اشتباه کارآفرینی شما است. در حالی که هر یک از این موارد به تنهایی واقعا آنطور که خوب به نظر می‌رسند نیستند و شما این را خیلی دیر متوجه خواهید شد – زمانی که در مرکب خود از پا آویزان شدید و می‌فهمید هیچ کاری برای ایمن ساختن راه خود انجام نداده‌اید. حالا کسب و کار شما مرده، درست مثل ۶۶ درصد از مسافرانی که پیش از شما پای در این راه گذاشتند.

حتی کسب و کارهایی که دیدگاه‌ها و ایده‌های عالی، محصولات انقلابی و موسسان متعهد و مشتاق دارند معمولا با شکست روبرو می‌شوند. چرا؟ زیرا کارآفرین‌ها مرتکب یکی از هشت اشتباه فاجعه بار شده‌اند. اما قرار نیست شما هم به جمع آنها بپیوندید. حداقل حالا این اتفاق نخواهد افتاد. درباره معیارهایی که باعث موفقیت شما شده و حرکت شما در امتداد ساحل کارآفرینی را به نتیجه می‌رسانند بخوانید، مطالعه کنید و یافته‌هایتان را به کار بگیرید.

تجربه بزرگترین کارآفرینان جهان: 8 اشتباه معمول و فاجعه بار کارآفرینان

اشتباه اول: متفکر بزرگ بودن کارآفرین‌ها …

و تلاش برای تغییر دادن دنیا. هیچ یک از رهبران انقلاب‌ها، از پیش تصور نکرده‌اند ابرقهرمانی هستند که قرار است دنیا را تغییر دهد. همانطور که کارآفرین سر ریچارد برنسون می‌گوید “وقتی من و دوستانم اولین شرکت ویرجین را ۴۰ سال قبل تاسیس کردیم، هیچ برنامه‌ای نداشتیم – و هیچ برنامه‌ای هم برای این نداشتیم که کارمان به قدری توسعه پیدا کند که تا سال ۲۰۱۱ گروهی از شرکت‌ها و بیش از ۴۰۰ کسب و کار در سراسر جهان داشته باشیم و ۵۰.۰۰۰ نفر را استخدام کنیم. اگر چنین برنامه‌ای برای آینده کارمان داشتیم مطمئنا آن را خراب می‌کردیم.”

اگر شروع شما با توهم عظمت همراه باشد احتمالا هرگز کارتان شروع نخواهد شد یا همانطور که سرریچارد گفت آن را بهم خواهید ریخت. چرا؟ زیرا در پیش بینی میزان فروش خود زیاده‌روی خواهید کرد، برای داشتن “سیستم‌های مقیاس پذیری” کامل خود بیش از اندازه هزینه خواهید کرد و در حالی که در رویای سهم خود در پیشرفت بشر فرورفته‌اید از هزینه‌هایی که به بار آوردید غافل خواهید شد و سپس بازی تمام می‌شود. یاد بگیرید که از کم شروع کنید. از همان جایی که هستید شروع کنید. آنچه که به دست آوردید را توسعه بدهید. امروز چیزی را بفروشید و سپس روی بهبود آن تمرکز کنید.

ما از دوست، کارآفرین و رهبر افسانه‌ای خود جان جیمز مکسول سوال کردیم اهداف بزرگ این روزهای او چیست. او در پاسخ گفت “من فقط سعی میکنم هر روز بهتر از روز قبل شوم.” در توضیح پاسخ خود اظهار کرد زمانی که مردی جوان در نقش یک کشیش بودم هرگز نمی‌توانستم برای زندگی امروزم هدفی در نظر گرفته باشم – نوشتن برنامه برای رسیدن به جایگاه امروز خود حتی برای او متقاعد کننده نبود. به جای تصورات و اهداف بزرگ، او تنها با تمرکز روی “هر روز بهتر شدن نسبت به دیروز” توانست به هر چیزی که قابل تصور بود دست پیدا کند.

اکنون، منظور ما این نیست که برای خود هدف در نظر نگیرید. در واقع اگر برای خود مسیری را مشخص نکنید بی هیچ هدفی به سمت ورشکستگی حرکت خواهید کرد. اما روز به روز، از نظر کاربردی تفکرات بسیار بزرگ شما را فلج کرده و از انجام هر کاری باز می‌دارد. وقتی متوجه شوید محصول یا خدمات شما انقلابی نیست و شما در حال تغییر دادن دنیا نیستید بهانه خوبی برای انتظار، تاخیر و هدف‌سازی و هدف‌سازی پیدا می‌کنید تا کار، کار و کار نکنید. شاید این را شنیده باشید “سفر هزار مایلی کارآفرین‌ها با یک قدم کوچک آغاز می‌شود.” کوچک فکر کنید. درباره قدم امروزتان فکر کنید. سپس با هر قدمی که برمی‌دارید روی رشد و بهتر شدن تمرکز کنید. در زمان مناسب شما نگاه می‌کنید و متوجه می‌شوید بیش از آنی پیش آمده‌اید که حتی در تصوراتتان می‌گنجید و حتی فکرش را نمی‌کردید که به این جایگاه دست پیدا کنید.

شاید شما در مسیر بی پایان رشد و بهبود به قدری پیش بروید که دنیا هم قدم‌هایتان را احساس کند و به سبب آن دستخوش تغییر شود. این اتفاق می‌تواند رخ بدهد. یاد بگیرید چه چیزهایی (واقعا) اهمیت دارند، اشتیاق (واقعی) شما در چیست، نقاط قوت منحصربفردتان چیست و انگیزه فرابشری شما چگونه مشتعل می‌شود.

تجربه بزرگترین کارآفرینان جهان: 8 اشتباه معمول و فاجعه بار کارآفرینان

اشتباه دوم: هیجان زده شدن کارآفرین‌ها …

و اینکه انتظار داشته باشید اطرافیانتان نیز به خاطر شما هیجان زده باشند. شخصی از ما پرسید “انسان چقدر باید موفق باشد؟” دارن پاسخ داد “اه حدس می‌زنم تا جایی که توان آن را دارد”. او گفت “نه فقط موفق‌تر از باجناق منظور من است”. یعنی زنش تا زمانی که زندگی بهتری نسبت به خواهرش داشته باشد از زندگی خود با او شاد خواهد بود.

خوشتان بیاید یا نه، مردم همواره در حال مقایسه خود با دیگران هستند. ما فقط می‌دانیم که چه چیزی خوب یا بد است – این امر هم خوب است اما مقایسه شدن با چه؟ این یک موضوع معمول است که مردم درباره افراد مشهور و سوپراستارها چیزهایی می‌خوانند و به موفقیت، استعداد، نبوغ یا پیشرفت آنها غبطه می‌خورند که البته این موارد برای آنها دست یافتنی نیست. اما اگر خود را در دایره اطراف خود مقایسه کنند، با کسانی که می‌شناسند و درست مانند آنها هستند هیچ بهانه‎ای را نمی‌توانند بیابند تا به خود اجازه دهند از آنها عقب بمانند.

بسیاری از مردم به بهانه‌های خود چسبیده‌اند. حتی می‌توان گفت مجموعه عذر و بهانه‌های آنها به هویتشان تبدیل شده است. وقتی شما کارآفرین‌ها با موانع مشابهی مواجه شده و بر آنها غلبه می‌کنید و موفق می‌شوید، باعث می‌شوید این افراد حس بدی پیدا کنند. موفقیت شما موقعیت آنها را مختل می‌کند و آنها در صدد انتقام برمی‌آیند. البته آنها به شما می‌گویند که برایتان خوشحال‌اند. آنها به شما خواهند گفت که در راه به تحقق پیوستن رویاهایتان از شما پشتیبانی خواهند کرد برای اینکه ثروتمند و موفق شوید، در رفاه و آزادی زندگی کنید، فرزندانتان را به بهترین مدارس بفرستید، دور دنیا را با تجمل سفر کنید و به انجمن‌ها و خیریه‌ها کمک کنید. اما در نهان (شاید حتی به طور ناخودآگاه) امیدوارند شکست بخورید. امیدوارند به آنها ثابت کنید که حق با آنها بوده است، و ترسی که آنها را عقب نگه داشته و باعث شده کارآفرین موفقی نباشند در مورد شما هم صدق کند. حتی شاید (و به احتمال زیاد) در تاکتیک‌هایی پنهانی دخالت کنند تا با سلاح تردید، آزار،  استهزاء و طعنه، راه رسیدن به خواسته‌هایتان را دشوار کنند و به این ترتیب ثابت کنند که بار دیگر حق با آنها است.

اینکه درباره احتمالات و توانایی‌های بالقوه خود هیجان زده شوید طبیعی است اما باعث به انجام رسیدن امور نمی‌شود. به یاد داشته باشید اکثر کارآفرین‌ها به خاطر عوامل اقتصادی یا بازار شکست نمی‌خورند بلکه دلیل شکست آنها عوامل احساسی است. خود را برای آنچه در پیش رو دارید آماده کنید مخصوصا برای اصوات منفی و راهنمایی‌هایی که از سوی اطرافیانتان دریافت می‌کنید. قبل از شروع سفر خود در نقش یک کارآفرین، خود را از لحاظ عاطفی با زره بپوشانید.

تجربه بزرگترین کارآفرینان جهان: 8 اشتباه معمول و فاجعه بار کارآفرینان

اشتباه سوم: احساس عشق کارآفرین‌ها به محصول مورد نظر …

و نه به مشتریانتان. شما به خاطر ایده یک محصول خوب کسب و کارتان را آغاز کردید. نسبت به محصول خود اشتیاق دارید. شما ساعات کاری بی‌شماری را روی آن کار کردید تا آن را به بهترین شکل درآورید. واقعیت تلخ این است که کیفیت محصول شما زیاد هم در موفقیت کسب و کارتان تاثیر ندارد.

پرفروش‌ترین محصولات شاید بهترین محصول نباشند. پرفروش‌ترین رستوران دنیا کجاست؟ پرفروش‌ترین اتومبیل، بهترین شرکت هواپیمایی، پرفروش‌ترین محصولات بازی و سرگرمی یا پرفروش‌ترین محصولات آرایشی و بهداشتی چطور؟ به ندرت می‌توان برند پرفروشی را پیدا کرد که بهترین محصول را تولید کند. در واقع شما حتی نام اکثر محصولات انقلابی، شگفت انگیز و حلّال مشکلات که تاکنون اختراع شده را نشنیده‌اید. چرا؟ زیرا مخترعان این محصولات نمی‌دانستند چگونه محصول خود را به بازار و فروش برسانند. همیشه پرفروش‌ترین محصولات در هر زمینه‌ای، به کسانی تعلق دارد که بهترین بازاریابان هستند.

چه خوشتان بیاید و چه نه، واقعیت موفقیت کسب و کار شما ۱۰ درصد به محصول و ۹۰ درصد به فروش و بازاریابی بستگی دارد. از این رو ما این نکات را به توجه شما می‌رسانیم: کسب و کار شما در حوزه رستوران‌داری، گلفروشی، خشکشویی، بیمه، برنامه‌های موبایل یا هر زمینه دیگری که محصولتان به آن تعلق دارد نیست. کسب و کار شما در فروش و بازاریابی خلاصه می‌شود، و این همان چیزی است که باعث می‌شود محصول شما وارد بازار شده و به فروش برسد. این همان تفاوت شفاف و حیاتی است که موضوع را برای شما روشن می‌سازد. اگر می‌خواهید محصولی انقلابی تولید کنید تا موفق شوید، باید در فروش و بازاریابی خبره شوید.

در قدم اول چه باید کرد؟ باید مشتریانتان را دوست داشته باشید. باید یاد بگیرید در قلب و ذهن مشتریان آینده خود راه پیدا کنید و آرزوها، امیدها، ترس‌ها و مشکلاتشان را احساس کنید. یاد بگیرید چگونه در ارتباطات بازاریابی و فروش علاقه خود را به آنها نشان دهید و به قلبشان نفوذ کنید. مشتریان شما زمانی شکل خواهند گرفت که برنامه خوبی برای فروش و بازاریابی تدارک دیده باشید. آنها به کمک برنامه‌های بازاریابی شما از محصول انقلابی شما آگاه شده و رویاهای بزرگ شما را به واقعیت تبدیل می‌کنند. یادگیری مهارت‌های بازاریابی و فروش برای موفقیت کارآفرینان و رقابت در بازار امری ضروری است. برای سازمان دادن به فروش محصول خود باید ۹ مرحله را پشت سر بگذارید.

چگونه از فشار روانی درخواست افزایش دستمزد کارمندان تان خلاص شوید؟

اشتباه چهارم: ارزان بودن و …

عدم سرمایه گذاری روی افراد، بازاریابی و یادگیری کارآفرین ها. ضرب‌المثل‌ها به این دلیل ضرب‌المثل می‌شوند که صحت دارند. “برای پول درآوردن باید پول خرج کرد” این ضرب‌المثل یک نمونه بارز برای اثبات این جمله است. با رشد یافتن کسب و کار شما هزاران راه برای پول خرج کردن به وجود خواهد آمد که تنها سه مورد از آنها دارای اهمیتی ویژه هستند: افراد، بازاریابی و رشد شخصی (یادگیری).

ما در توضیح اشتباه دوم درباره بازاریابی سخن گفتیم و در توصیف اشتباه هشتم نیز درباره یادگیری کارآفرین‌ها توضیح خواهیم داد. بنابراین در این بخش روی افراد تمرکز می‌کنیم. همانطور که جک ولش طی یک مصاحبه عنوان کرد “ابتکارات و تغییرات در بازار مهم نیستند، آنچه هرگز تغییر نمی‌کند این است که: تیمی برنده میدان خواهد شد که بهترین بازیکنان را در اختیار دارد”. در بازار بسیار رقابتی و پویای امروز، نبرد اصلی کارآفرین‌ها بر سر در اختیار داشتن افراد بااستعداد است. شما نمی‌توانید برای دست یافتن به بهترین استعدادها پول زیادی خرج کنید. در واقع داشتن افراد با استعداد در تیم کسب و کار شما نه تنها ارزان بلکه رایگان است. بازیکنان درجه یک همواره بیش از هزینه عمده‌ای که خرج می‌کنید برایتان درآمد می‌سازند. اما بازیکنان درجه دو و سه به روش‌های مختلف هزینه‌ساز هستند.

فرض کنید ۶۵ تا ۸۰ درصد کل هزینه‌های عملیاتی شما صرف حقوق و دستمزد می‌شود، اینکه تیمی متشکل از افراد باارزش ایجاد کنید یک امر حیاتی است. به گفته جیم کالینز “مهم‌ترین کاری که باید انجام دهید انتخاب افراد شایسته و حفظ آنها است. هیچ چیزی مهمتر از این موضوع نیست.” تنها استخدام یک فرد بدون صلاحیت می‌تواند باعث زوال شما و کسب و کار شما شود. هزینه استخدام یک کارمند ضعیف، فقط پرداخت هزینه در ازای کار او با تیم شما نیست. این هزینه بسیار بیشتر است. وقتی زمان و منابعی که جایگزین کم‌کاری افراد شده و ارزش فرصت‌های از دست رفته را در نظر بگیرید متوجه خواهید شد که هزینه حضور یک عضو ناکارآمد در تیم کسب و کار ۶ تا ۱۵ برابر حقوق سالانه او است. می‌توانید از همان ابتدا روی استخدام فردی باصلاحیت سرمایه گذاری کنید یا هزینه را برای آموزش او صرف کنید.

چگونگی استخدام، حفظ و دریافت بیشترین عملکرد از کارمندان درجه یک را یاد بگیرید. به عنوان کارآفرین و رهبر کسب و کار، این نقش کلیدی شما است. این یکی از بزرگترین عواملی است که حیات یا ممات شرکت شما به آن وابسته است. بخوانید، مطالعه کنید و استاد شوید.

آیا فعالیت فیزیکی شدید می‌تواند خطر مرگ زودرس را افزایش دهد؟

اشتباه پنجم: پیروی کارآفرین‌ها از پیشینیان …

و تکرار اشتباهات رهبران گذشته. اگر اخیرا به اطراف خود نگاهی نینداخته‌اید، باید به شما یادآوری کنیم که دنیا به شکلی چشمگیر و سریع تغییر کرده است! از آنجا که تکنولوژی به نقاط اوج متعددی رسیده است، ما تنها انسان‌هایی هستیم که شاهد گذار از پیشرفت خطی به پیشرفت سریع و پیشرفت سرسام‌آور بوده‌ایم.

ری کورزویل در مقاله خود این پدیده را به این شکل توصیف می‌کند، “قانون بازگشت تسریعی”. به گفته ری “ما ۱۰۰ سال پیشرفت در قرن بیست و یکم را تجربه نکردیم – این بیشتر شبیه ۲۰.۰۰۰ سال پیشرفت است”.

به این ترتیب: ما نیازمند توسعه مجموعه‌ای از مهارتها برای مهار کشتی کارآفرینی هستیم نه چنگ زدن به افسار برای هدایت یک اسب و درشکه. علاوه بر این، پدرسالاری، نگاه از مقام قدرت و ژست رهبری “این کار را انجام بده چون من می‌گویم” در قرن بیست و یکم برای کارآفرین‌ها کارساز نیست. برای اولین بار در تاریخ بشر، ما پنج نسل را به طور همزمان در نیروی کاری خود در اختیار داریم. بعلاوه، زنان کارآفرین بیشتری در حوزه کار ظاهر شده‌اند و اقلیت‌ها اکثریت هستند.

پدران شما با این چالش‌ها روبرو نبوده‌اند. متاسفانه، تنها راهی که ما در چگونگی رهبری کسب و کار خود می‌شناسیم شیوه رهبری پیشینیان است – پدران و رهبران پیشین ما به قرن بیستم تعلق دارند. بنابراین ما به طور ناخودآگاه براساس آنچه دیده‌ایم، تجربه کرده‌ایم و آموخته‌ایم، “اشتباهات پدرانمان” را تکرار می‌کنیم. با این همه با تعجب از خود می‌پرسیم چرا ما می‌نمی‌توانیم باعث شویم افرد کاری را انجام دهند که ما می‌خواهیم، اینکه با انگیزه باشند و بهترین تلاش خود را برای پیش رفتن امور به کار بگیرند.

تقصیر آنها نیست، دلیل آن شما و سبک قدیمی رهبری شما است. باید یاد بگیرید چگونه با توسعه ۴ مهارت، به یک کارآفرین و رهبر قرن بیست و یکمی تبدیل شوید.

رقابت و پیشرفت در کسب و کار با فناوری‌های جدید

اشتباه ششم: شگفت انگیز بودن و …

تلاش برای به انجام رساندن همه کارها. فرهنگ ما همواره افرادی را ستوده که در کنار تمامی اقلام لیست وظایف روزانه خود تیک تکمیل را می‌زنند. با افتخار جار می‌زنید که چقدر مشغول، پر استرس و در حال غرق شدن در امور هستید طوری که گویی این توصیفات حکم مدال افتخار را دارند. اینطور نیست. این موضوع به شکست و از دست دادن تمام دارایی، زندگی، کسب وکار و رویاهایتان خواهد انجامید. شما برای رشد کسب و کار، مجبورید اجازه دهید کسب و کارتان فراتر از شما رشد کند.

این درست مخالف شیوه‌ای است که شما در طی تحصیل یا کارتان آموخته‌اید. شما کارتان را انجام می‌دادید و در ازای آن دستمزد و یا امتیاز دریافت می‌کردید. اما اکنون شما دیگر یک کارمند نیستید. ذهنیت شما باید از حد یک کارمند به یک رهبر کارآفرین تغییر کند. باید کمتر کار کنید و بیشتر هدایت کنید. به خودتان در مقام یک سرمربی نگاه کنید. شغل شما پیش‌نویسی طرح بازی، استخدام بازیکنان و آموزش و تجهیز آنها برای داشتن بهترین عملکرد است.

سپس به تماشای حاشیه‌ها خواهید نشست. اگر شما به وسط میدان آمده و شروع به پرتاپ، بلاک کردن و تکل زدن کنید، کسب و کار شما هرگز جام طلایی را از خود نخواهد کرد. نود و نه درصد از کارهایی که می‌توانید و می‌خواهید انجام دهید را متوقف کنید وگرنه باعث نابودی کسب و کارتان خواهید شد. وقتی این کارها را انجام می‌دهید باعث تضعیف کسب و کار شده و خود به مانعی برای پیشرفت آن تبدیل می‌شوید. خودتان را به عنوان کارآفرین استعدادهای بزرگ تصور کنید. شما حقوق می‌گیرید تا این افراد را گرد هم بیاورید تا آنها بتوانند کار کنند.

کار شما استخدام استعدادهای برتر، بهترین همکاران، خردمندترین مشاوران و ناصحان، ارائه دهندگان و تامین کنندگان باکیفیت است و پس از آن باید از سر راه آنها کنار بروید تا کارشان را انجام دهند. به عنوان رهبر و مدیر ارشد، شما مسئولیت‌هایی حیاتی بر عهده دارید. اهمیت آنها به قدری است که اگر آنها را انجام ندهید می‌تواند به قیمت پایان یافتن حیات کسب و کارتان تمام شود. از انجام همه کارها دست بردارید وگرنه خودتان باعث خنثی شدن آنها خواهید شد. یاد بگیرید که چگونه کارکردها، اولویت‌های اصلی، معیارهای حیاتی و بهبودهای حیاتی را کشف کرده و بر آن نظارت داشته باشید.

11 سؤال که به شروع کسب و کارتان در مسیر درست خیلی کمک می‌کنند

اشتباه هفتم: موفق بودن …

و اجتناب از شکست. کل جهان بر اساس دوگانگی ساخته شده است. همانطور که ما نمی‌توانیم روز را بدون شب، بالا را بدون پایین یا خوبی را بدون بدی داشته باشیم، شما هم نمی‌توانید بدون مواجه شدن با شکست، به موفقیت برسید و چنین چیزی ممکن نیست. فرآیند موفق شدن کارآفرین ها، تا زمانی که به موفقیت نینجامیده باشد پر از شکست است. اما تا رسیدن به این نقطه، با سلسله مراتبی از شکست‌های در حال پیشرفت روبرو می‌شوید. به همین دلیل هم مدیر پیشین IBM، توماس واتسون در توصیه‌های خود اظهار می‌کند “کلید موفقیت کارآفرین‌ها انبوهی از شکست‌ها است.”

اگر شما تنها در حالات متوسط موفق هستید، به این دلیل است که به اندازه کافی کار و رشد نمی‌کنید. وقتی هشت سالم بود پدرم در هنگام اسکی این موضوع را به من آموخت. من تمام روز را به تنهایی اسکی کرده بودم. در پایان روز به سمت پدرم دویدم و با هیجان به او گفتم “پدر، من تمام روز به تنهایی اسکی کردم و حتی یکبار هم زمین نخوردم!” او نگاهی عادی به من انداخت و گفت “پس معلوم است هیچ پیشرفتی نداشتی.” وقتی ناامیدی را در صورتم دید در توضیح جمله‌اش گفت “ببین، اگر می‌خواهی بهتر شوی باید به خودت فشار بیاوری. اگر به خودت فشار بیاوری حتما زمین می‌خوری، اگر زمین نخوری یعنی به خودت فشار نیاوردی. زمین خوردن بخشی از پیشرفت کردن است.”

تنها راه برای تسریع موفقیت شما سرعت گرفتن در شکست‌ها است. تنها راه برای افزایش میزان موفقیت شما این است که شکست‌های بیشتری را تجربه کنید. از تلاش برای عدم مواجهه با شکست دست بردارید. این نصیحت را با اشتیاق و لذت دنبال کنید. وقتی زمین می‌خورید یا با شکست روبرو می‌شوید آن را جشن بگیرید. شما رشد کرده‌اید و این دوگانگی‌ها همچون شلاقی است که به زودی نوسان پیدا کرده و به همان سمتی متمایل می‌شود که شما می‌خواهید. آنچه من با یقین می‌دانم این است: تنها چیزی که باعث می‌شود پتانسیل‌های خود را کشف نکرده و به اهدفی که در ذهن دارید نرسید ترس است. اگر یاد بگیرید ترس را به سرگرمی تبدیل کنید – چیزی که به آن اشتیاق دارید نه آنچه از آن اجتناب می‌کنید – با این کار درب محفظه پتانسیل شما به ناگاه باز شده و عظمت شما را نمایان می‌کند. ترفندهای از بین بردن ترس را یاد بگیرید تا بتوانید از وحشت‌های کارآفرینان لذت ببرید.

راهنمای فوق العاده‌ی رهبری کسب و کار

اشتباه هشتم: باهوش بودن کارآفرین‌ها ….

و نگشتن به دنبال کمک‌های مورد نیاز. مایکل جردن در هیچ یک از مسابقات قهرمانی NBA پیروز نشد (در ۷ فصل متوالی) تا اینکه فیلیپ جکسون سرمربی او شد. پس از آن مایکل سه بار به طور متوالی برنده شد. کوب برایانت ۴ سال در حال تلاش برای قهرمان شدن اما تلاشش بی‌فایده بود. وقتی فیلیپ جکسون سرمربی او شد، کوب سه دوره متوالی به موفقیت دست یافت. فیل جکسون ۱۱ پیروزی بی‌سابقه را در مسابقات قهرمانی NBA رقم زد.

تفاوتی که باعث این اتفاق شد بازیکن نبود، بلکه این مربی بود که باعث پیروزی آنها شده بود. ستاره تنیس امروز یعنی اندی ماری در سه فینال بزرگ مسابقات قهرمانی شرکت کرد بدون اینکه حتی بتواند یک ست را ببرد. پس از آن او ایوان لندل را به عنوان مربی استخدام کرد. مدت کمی پس از آن، ماری مدال طلای المپیک را از آن خود کرد. سپس در ایالات متحده آمریکا و ویمبلدون به پیروزی رسید.

به گفته ایوان، “من یک بازیکن خوب را در اختیار گرفتم و به او کمک کردم تا عالی باشد.” شرط می‌بندم که شما کارآفرین خوبی هستید. اگر نبودید اکنون برای بهتر شدن امور دست به مطالعه این مقاله نمی‌زدید. اجازه ندهید مرتکب این اشتباه شوید – فکر نکنید به تنهایی به اندازه کافی کارآفرین خوبی هستید. برای عالی بودن به کمک نیاز دارید درست همانطور که هر ستاره‌ای نیز نیازمند کمک است. روی رشد و آموزش خودتان سرمایه گذاری کنید.

نقطه مشترکی که بین کارآفرین‌های بسیار موفقی که درباره آنها مطالعه کرده یا با آنها ملاقات داشته‌ایم دیده‌ایم این است که آنها مشتاق یادگیری بودند. آنها همواره به تازه‌ها می‌نگرند و به دنبال بینشی هستند که به آنها اجازه دهد در مسیر موفقیت کنونی خود به تکرار، بهبود و رکوردشکنی دست پیدا کنند.

جیم ران معلم با تجربه‌ای است که به ما آموخت “شما می‌توانید فرای سطح شخصی خود رشد کنید. شما به اهداف خود دست پیدا نمی‌کنید بلکه به اندازه آنها رشد پیدا می‌کنید.” به دنبال کتاب‌ها، ویدئوها، برنامه‌های صوتی و سمینارهایی باشید که به شما کمک می‌کنند فراتر از سطح کنونی موفق خود رشد کنید و از آنها استفاده کنید. شما می‌خواهید وارد کننده ایده باشید. ایده‌های زیادی هر روز در اطراف شما وجود دارند. لازم نیست خودتان ایده بسازید. فقط باید به آنها چنگ زده و از آن در موقعیت‌های مناسب استفاده کنید.

حتی استیو جابز بزرگ هم همیشه برای اینکه واقعا چیز جدیدی را اختراع نکرده بود مورد انتقاد قرار می‌گرفت. جابز، موس یا رابط کاربری گرافیکی اختراع نکرد. مطمئنا آیپاد اولین دستگاه پخش MP3 نبود، آیفون اولین تلفن هوشمند همراه نبود و آیپد اولین دستگاه تبلت نبود. آنچه استیو انجام داد گرفتن ایده‌های موجود و بهتر ساختن آنها بود. او روش سرهم بندی محصولات را دوباره اختراع کرده و آن را به محصولی محبوب و فرهنگ پسند مبدل کرد. در نتیجه، امروز او به عنوان کارآفرین نابغه و از خلاق‌ترین افرادی که تاکنون روی زمین زیسته شناخته می‌شود.

متخصصان را از هر جایی گرد هم آورید. برای هر مشکلی که دارید، فردی وجود دارد که تمام زندگی، زمان و اشتیاق خود را صرف کرده تا در آن زمینه متخصص شود. هر چه بیشتر برای ایجاد یک راهکار جدید برای یک مشکل تلاش کنید، زمان کمتری برای حل مسائل دیگر و رشد کسب و کارتان خواهید داشت. پدرم به من آموخت “تو هرگز نمی‌توانی پول زیادی را برای استفاده از ذهن دیگران و کسب تجارب آنها خرج کنی.”

با اینکه در زندگی هیچ راه میانبری وجود نداد، برای رسیدن به موفقیت در کسب و کار چنین راه‌هایی وجود دارند. این میانبرها همان مواردی است که افرادی که هم اکنون موفق هستند از آن استفاده کرده و حال در اختیار شما قرار داده‌اند تا امن‌ترین مسیر را به این منظور طی کنید. این راهنما باعث صرفه‌جویی در زمان، انرژی، پول و رنج شده و باعث می‌شود از ترس‌های خود رهایی پیدا کنید. کسانی که پیش از شما این مسیر را رفته‌اند می‌توانند در مورد خطرات راه به شما هشدار دهند تا از آنها اجتناب کنید.

پای گذاشتن در یک مسیر شناخته شده می‌تواند زندگی کارآفرین‌ها را نجات دهد. استراتژی‌های برتر حوزه کارآفرینی در این نوشته براساس تجربه افراد موفق این سیاره گرداوری شده، این استراتژی‌ها به همراه چهار مهارت ضروری برای موفقیت کارآفرینان همان چیزی است که شما باید یاد بگیرید، این چهار مهارت عبارتند از: فروش، استخدام، رهبری و بهره وری.

کارآفرین‌های بزرگ جهان از تجربه‌ها می‌گویند: ۸ اشتباه معمول و فاجعه بار کارآفرین ها
۵ (۱۰۰%) ۲ امتیاز

مطالب مرتبط

رقابت و پیشرفت در کسب و کار با فناوری های جدید

bsafamanesh

۴ قدم تا ایجاد تجربه‌ای بی‌نظیر برای مشتریان

فاطمه غفاری

چطور از اختلالات کسب و کار بیشترین بهره برداری برای رشد را داشته باشیم؟

فاطمه غفاری

با این ۴ نکته توضیحات محصول را بسیار جذاب بنویسیم

مهرناز شهریاری

۵ نشانه که می گویند کسب و کار کوچک شما منسوخ شده است

الف

وفاداری مشتری در کسب و کار: چگونه ایجادش کنیم؟

فاطمه نوروزی

دیدگاه ارزشمند شما درباره این مطلب چیست؟