برای شکوفایی کسب و کار خود، باید یک مغز متفکر باشید. اما چگونه؟

به کسب و کار خود از دید یک استراتژیست نگاه کنید. این کار از شما یک رهبر روشنفکر می سازد. در این مقاله پنج روش برای شروع این کار را به شما معرفی خواهیم کرد. با روکیدا همراه باشید.

من همیشه یک تاجر نبوده ام. در دانشگاه معماری خواندم. که طبیعتاً این سابقه، مرا به یک کارآفرین و مدیر عامل تبدیل نکرد. اما از بسیاری جهات به من کمک کرد. یکی از چیزهایی که آموزش معماری به من آموخت، این بود که به عنوان یک کارآفرین، تفکر سیستمی داشته باشم.

هر تجارت، یک سیستم است. مجموع ای از عوامل و نیروهایی که با هم در تعامل هستند. همین تعامل ها هستند که نتیجه ای مطلوب یا نامطلوب برای تجارت ما رقم می زنند. افراد از فرآیند های مختلف برای ارائه محصولات و خدمات با ارزش، استفاده می کنند. این ارزش، به پول در آوردن می انجامد. این پول به شما امکان می دهد تا افراد مختلف را استخدام کنید. همانطور که می بینید، ما با یک سیستم پیچیده روبرو هستیم. تغییر هر یک از این عناصر، بر همه قسمت های سیستم تأثیر می گذارد.

تفکر سیستمی یعنی فهمیدن اثرات نامحسوس و بلند مدت یک تغییر بر روی عناصر سیستم در طی زمان. داشتن تفکر سیستمی از شما یک استراتژیست موفق می سازد. شما را به یک رهبر روشنفکر تبدیل می کند. در اینجا پنج روش وجود دارد که توانایی شما برای دستیابی به نتایج مفید در تجارت را بهبود می بخشد.

۱- به دنبال ارتباط ها باشید.

یک تجارت، ترکیبی است از مشتریان، کارمندان، فرآیندها، محصولات، رقیبان، سرمایه گذاران و بسیاری موارد دیگر. کشف عواملی که تجارت شما را به جلو می راند، کلید موفقیت است. غافل شدن از هر یک از این عوامل یعنی غافل شدن از عناصری که به موفقیت تجارت شما کمک می کند.

وقتی در تجارت خود به مشکلی بر می خورید، سعی کنید عناصر کلیدی را شناسایی کنید. سپس به ارتباط بین آنها فکر کنید. به این که چگونه بر هم تأثیر می گذارند. اگر می خواهید کیفیت را بالا ببرید، مطمئن شوید که زمان و هزینه بیشتری برای این کار صرف کنید.

۲- علت و معلول تصمیمات تجاری خود را بفهمید.

در دنیای تجارت، شما می توانید هر زمان خواستید، قیمت ها را افزایش دهید. اما باید این را هم در نظر بگیرید که ممکن است با این کار، تعداد قراردادهایی که می بندید کاهش یابد. اما می توانید آن را با سوددهی بیشتر از طریق مشتریان باقی مانده، جبران کنید. رهبری که تفکر سیستمی خوبی دارد، می فهمد که این تصمیمات چگونه بر کل سیستم تأثیر می گذارد.

زمانی که در تجارت خود به مشکلی بر خوردید، یک طرح برای خود ترسیم کنید. از خود بپرسید، چگونه یک تغییر می تواند سیستم را تغییر دهد. آیا عوامل، با هم رابطه مستقیم دارند یا رابطه غیر مستقیم؟ آیا با تغییر یک عامل، عوامل دیگر کاهش می یابد یا افزایش؟ آیا تأخیر وجود دارد؟ این تغییر ثابت است یا متغیر؟ این گونه سوالات می تواند یک بینش عمیق در مورد تأثیر این تغییرات بر سیستم، به شما بدهد.

۳- به دنبال حلقه های بازخورد باشید.

مواردی وجود دارد که دو یا چند عامل در تجارت، یکدیگر را تغذیه می کنند. به عنوان مثال، اگر شما محصولی عالی تولید کنید و مردم آن را دوست داشته باشند، آن محصول را به اطرافیان خود نیز معرفی می کنند. آن ها مشتری شما می شوند و به افراد دیگر معرفی می کنند. به این شکل، تعداد کسانی که محصول شما را دوست دارند، افزایش می یابد. این حلقه های بازخورد مثبت (feedback loops) چیزی است که شما بیش از هر چیز احتیاج دارید. چرا که به تنهایی کسب و کار شما را گسترش می دهد.

البته باید بدانید که حلقه های بازخورد منفی هم وجود دارد. برای مثال، دستمزدها را کاهش می دهید تا پول ذخیره کنید. این باعث می شود که بهترین نیروهای خود را از دست بدهید. که باعث افت کیفیت محصول می شود. این یعنی مشتریان ناراضی. آخر ماجرا را خودتان حدس بزنید. زمانی که تجارت شما در خطر است، باید روشی منطقی برای حل مشکلات پیدا کنید. به این چرخه های خطرناک توجه داشته باشید.

 ۴- به دنبال نیرو های تعدیل کننده باشید.

در دنیای تجارت، افزایش فروش، چیز بسیار خوبی است. اما اگر نتوانید محصولات را به موقع به دست مشتری برسانید، حسابی خود را به دردسر انداخته اید. اگر کسب و کار شما در حال گسترش است، باید افراد بیشتری را استخدام کنید. اگر این کار را نکنید، فشار کار بر روی نیروهای فعلی زیاد می شود و به احتمال زیاد، شرکت شما را ترک خواهند کرد.

تجارت پر است از استراتژی های کوتاه مدتی که ممکن است به مشکل بلند مدت ختم شود. تنها راه مقابله این است که بدانید کسب و کار شما به عنوان یک سیستم، چطور کار می کند. باید بدانید در چه بخش هایی لازم است توازن برقرار کنید.

۵- با آزمون و آزمایش، یاد بگیرید.

بهترین روش برای اینکه بدانید آیا سیستم مناسبی برای تجارت خود دارید، آزمایش و سنجش است. اگر مطمئن نیستید که در صورت افزایش قیمت، چه تعداد مشتری در کنار شما خواهند ماند، این تغییرات را یکباره انجام ندهید. ۱۰ درصد از مشتریان خود را انتخاب کنید. این روش را بر روی آن ها امتحان کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد. هنگامی که مطمئن شدید این کار جواب می دهد، آن را برای همه اجرا کنید.

اگر به نتایج مورد نظر خود دست یافتید، احتمالاً مدل خوبی دارید. اگر دست نیافتید، نتوانسته اید عاملی که سیستم را تغییر می دهد، پیدا کنید. همه عناصر را آزمایش کنید و بسنجید، تا بفهمید کجای کار میلنگد.

هر زمان که خواستید فروش خود را بالا ببرید، باید افراد بیشتر و بهتری را استخدام کنید. وارد بازارهای جدید شوید. به دنبال سرمایه گذاران جدید باشید. نگاه به کسب و کار به عنوان یک سیستم، به شما کمک می کند تا استراتژی های کاری خود را به بهترین نحو گسترش دهید و به موفقیتی که آرزویش را داشتید، برسید.